Lily White Lily

لیلی لیلی سفید

Lily White Lily

لیلی لیلی سفید

Lily White Lily:

لیلی لیلی سفید:

I.

من

Lily white lily, sat by a stone,

سوسن سوسن سفید، کنار سنگی نشسته است،

Drooping and waiting, till the sun shone;

افتادگی و انتظار، تا زمانی که خورشید درخشید.

Lily white lily, sunshine has fled,

سوسن سوسن سفید، آفتاب فرار کرده است،

Lily white lily, is lifting her head.

زنبق زنبق سفید، سرش را بلند می کند.

II.

II.

Lily white lily, said, "it is good,"

زنبق زنبق سفید، گفت: "خوب است"

Lily white lily's clothing and food;

لباس و غذای زنبق سفید;

Lily white lily, dressed like a bride,

زنبق زنبق سفید، لباس عروس،

Shining with whiteness, and beauty beside.

درخشش با سفیدی و زیبایی در کنار آن.

III.

III.

Lily white lily, droopeth with pain,

نیلوفر سوسن سفید، از درد افتاده،

Waiting and waiting, for the fresh rain;

انتظار و انتظار، برای باران تازه؛

Lily white lily, holdeth her cup,

لیلی لیلی سفید، فنجانش را نگه می دارد،

Rain is fast falling and filling it up.

باران به سرعت در حال باریدن است و آن را پر می کند.

IV.

IV.

Lily white lily, said "good" again,

لیلی لیلی سفید، دوباره گفت "خوب"،

When I am thirsty to have nice rain;

وقتی تشنه ی باران خوبم؛

Now I am stronger, now I am cool,

حالا من قوی ترم، حالا باحالم،

Heat cannot hurt me, my veins are so full.

گرما نمی تواند به من صدمه بزند، رگ هایم خیلی پر شده است.

V.

V.

Lily white lily, smells very sweet,

زنبق زنبق سفید، بوی بسیار شیرین،

On her head sunshine, rain at her feet;

بر سرش آفتاب، باران در پایش.

Thanks to the sunshine, thanks to the rain,

به لطف آفتاب، به لطف باران،

Lily white lily, is happy again.

لیلی لیلی سفید، دوباره خوشحال است.