Lion and Poor Slave

شیر و برده بیچاره

Lion and Poor Slave

شیر و برده بیچاره

Lion and Poor Slave

شیر و برده بیچاره

A slave, ill treated by his master, runs away to the forest. There he comes across a lion in pain because of a thorn in his paw. The slave bravely goes forward and removes the thorn gently.

برده ای که توسط اربابش بد رفتار می شود، به جنگل می گریزد. در آنجا با شیری روبرو می شود که به خاطر خاری در پنجه اش درد می کند. غلام شجاعانه جلو می رود و خار را به آرامی برمی دارد.

The lion without hurting him goes away. Some days later, the slave’s master comes hunting to the forest and catches many animals and cages them. The slave is spotted by the masters’ men who catch him and bring him to the cruel master. The master asks for the slave to be thrown into the lion’s cage.

شیر بدون آزارش می رود. چند روز بعد ارباب برده برای شکار به جنگل می آید و حیوانات زیادی را صید می کند و آنها را در قفس می بندد. برده توسط مردان اربابان مشاهده می شود که او را می گیرند و نزد ارباب بی رحم می آورند. ارباب می خواهد که برده را در قفس شیر بیندازند.

The slave is awaiting his death in the cage when he realizes that it is the same lion that he had helped. The slave rescued the lion and all other caged animals.

غلام در قفس منتظر مرگش است که متوجه می شود این همان شیری است که به او کمک کرده است. غلام شیر و سایر حیوانات در قفس را نجات داد.

Moral: One should help others in need, we get the rewards of our helpful acts in return.

اخلاق: انسان باید به نیازمندان کمک کند، ما در عوض پاداش اعمال مفید خود را می گیریم.