Little Boy’s Job Appraisal>
ارزیابی شغل پسر کوچولو
Little Boy’s Job Appraisal
ارزیابی شغل پسر کوچولو
Little Boy’s Job Appraisal:
ارزیابی شغل پسر کوچولو:
A little boy went to drug store and climbed on to carton so that he can reach phone. Then he dialed a number and started talking.
پسر بچه ای به داروخانه رفت و روی کارتن رفت تا بتواند به تلفن برسد. بعد شماره ای گرفت و شروع کرد به صحبت کردن.
Boy: Mam, can you give me the job of cutting your lawn?
پسر: مامان، میتوانی کار بریدن چمنهایت را به من بسپاری؟
Lady (At other end of call): Sorry, but i already have someone to do that job.
خانم (در انتهای تماس): متاسفم، اما من قبلاً کسی را دارم که این کار را انجام دهد.
Boy: Mam, i will do it for half the price you pay to person working at person.
پسر: مامان، من این کار را با نصف قیمتی که به شخصی که شخصاً کار می کند می پردازم، انجام می دهم.
Lady: No, I am satisfied with work of person who is presently cutting my lawn.
خانم: نه، من از کار شخصی که در حال بریدن چمن من است راضی هستم.
Boy: Mam, Please Give me job i will even sweep your sidewalks. You will have the prettiest lawn in Palm beach.
پسر: مامان، لطفا به من کاری بده، حتی پیاده روهایت را جارو می کنم. شما زیباترین چمن را در ساحل پالم خواهید داشت.
Lady: No, thank You.
خانم: نه، ممنون.
With a smile on face, Boy replaced receiver. The drug store owner, who was listening all this came to boy and said, “Son, I liked your attitude and positive spirit and would like to offer a job to you.
پسر با لبخند روی صورت، گیرنده را تعویض کرد. صاحب داروخانه که همه اینها را گوش می کرد، نزد پسر آمد و گفت: «پسرم، من از رفتار و روحیه مثبت تو خوشم آمد و دوست دارم به تو پیشنهاد شغلی بدهم.
Boy replied, “No sir thank you.”
پسر جواب داد: نه آقا ممنون.
Store owner (confused) Said, “But you were pleading for job on the call.”
صاحب فروشگاه (گیج شده) گفت: "اما تو در حال درخواست کار بودی."
Boy replied (smiling) to him, “No sir, I don’t really need a job. I was just checking on my performance at the Job i already have. Actually am the only one who is working for the Lady i was talking to.”
پسر (با لبخند) به او پاسخ داد: «نه قربان، من واقعاً به کار نیاز ندارم. من فقط عملکرد خود را در شغلی که قبلا داشتم بررسی می کردم. در واقع من تنها کسی هستم که برای خانمی که با او صحبت می کردم کار می کند.
Moral: We should try to find our weakness and Work hard to overcome it. We should always work hard and with full dedication.
اخلاق: باید سعی کنیم نقطه ضعف خود را پیدا کنیم و برای رفع آن تلاش کنیم. ما باید همیشه سخت و با فداکاری کامل کار کنیم.