Little Carry’s Birthday>
تولد لیتل کری
Little Carry’s Birthday
تولد لیتل کری
Little Carry’s Birthday:
تولد لیتل کری:
“Carry was nine years old,” daddy said. “A few minutes before eleven Carry’s little brother came to her, ringing a large bell. ‘Come to the celebration for the queen of the day!’ he shouted and all the family joined the procession.
بابا گفت: کری نه ساله بود. چند دقیقه قبل از یازده، برادر کوچک کری نزد او آمد و زنگ بزرگی را به صدا درآورد. او فریاد زد: «به جشن ملکه روز بیایید!» و همه خانواده به صفوف پیوستند.
“In the center of the room was a table. And such a marvelously covered table! But, first of all, they seated Carry in a big rocking-chair at the head of
«در مرکز اتاق یک میز بود. و چنین میز شگفت انگیزی پوشیده شده! اما، اول از همه، آنها کری را روی یک صندلی گهواره ای بزرگ در سر نشستند
the table. They were all dressed up in funny costumes which they always wore for birthday celebrations. The table was full of presents, and in the
جدول همه آنها لباس های خنده داری پوشیده بودند که همیشه برای جشن تولد می پوشیدند. میز پر از هدیه بود و در
center was a cake with nine lighted candles on it. ‘Many happy returns of the day!’ they all cried together.
مرکز یک کیک بود که نه شمع روشن روی آن بود. همه با هم گریه کردند: «بازگشت های روز مبارک!»
“She opened her presents one by one. She had lovely pink knitted bedroom slippers from her mother, a beautiful doll from her daddy, a workbag
او هدایای خود را یکی یکی باز کرد. او یک دمپایی بافتنی صورتی دوست داشتنی از مادرش، یک عروسک زیبا از پدرش، یک کیف کار داشت.
from her granny, a paint box from her auntie and a big box of candy from her brother, which he’d bought with his very own saved-up money, and
از مادربزرگش، یک جعبه رنگ از عمه اش و یک جعبه بزرگ آب نبات از برادرش، که او با پول پس انداز خود خریده بود، و
which to Carry was the best present of all!”
که حمل کردن بهترین هدیه از همه بود!»