Misunderstanding

سوء تفاهم

Misunderstanding

سوء تفاهم

Misunderstanding

سوء تفاهم

One day, Pam's cousin came to meet her at school. After talking to him she returned to the class. At that time, the teacher was writing something on the blackboard. Pam didn't say anything and quietly went inside the classroom and sat down on her seat.

یک روز، پسر عموی پام به دیدار او در مدرسه آمد. بعد از صحبت با او به کلاس برگشت. در آن زمان معلم داشت روی تخته سیاه چیزی می نوشت. پام چیزی نگفت و بی سر و صدا رفت داخل کلاس و روی صندلیش نشست.

After writing, the teacher went to Pam and asked her, "Who was he?" Pam replied with fear, "He was my cousin brother." The teacher again asked the question and Pam gave the same answer.

پس از نوشتن، معلم نزد پام رفت و از او پرسید: او کیست؟ پام با ترس پاسخ داد: "او برادر عموی من بود." معلم دوباره سوال را پرسید و پم همان پاسخ را داد.

The teacher then shouted, "I am asking who was Galileo." The whole class burst into laughter when they came to know that both teacher and Pam had misunderstood each other.

سپس معلم فریاد زد: «من می‌پرسم گالیله کی بود؟» وقتی متوجه شدند که معلم و پم همدیگر را اشتباه فهمیده اند، تمام کلاس به خنده منفجر شدند.