Nature Observes Her Laws>
طبیعت قوانین خود را رعایت می کند
Nature Observes Her Laws
طبیعت قوانین خود را رعایت می کند
Nature Observes Her Laws
طبیعت قوانین خود را رعایت می کند
The sun-god was getting married. The happy news spread far and wide and reached the earth too. Most of the creatures were happy with the news except the frogs. They called a meeting and decided to have the marriage stalled.
خدای خورشید در حال ازدواج بود. این خبر خوشحال کننده در همه جا پخش شد و به زمین نیز رسید. بیشتر موجودات از این خبر خوشحال شدند به جز قورباغه ها. آنها جلسه ای تشکیل دادند و تصمیم گرفتند که ازدواج را متوقف کنند.
One of the young frogs asked, "But how to do that?"
یکی از قورباغه های جوان پرسید: "اما چگونه این کار را انجام دهیم؟"
Another said, "We will request god Jupiter."
دیگری گفت: ما از خدای مشتری درخواست خواهیم کرد.
So, the frogs started croaking day and night. Their croak reached the skies and the gods informed Jupiter of it. Immediately, he made for the earth to see the frogs. Reaching there, he asked, "What is you problem?"
بنابراین، قورباغه ها روز و شب شروع به غر زدن کردند. غرغر آنها به آسمان رسید و خدایان مشتری را از آن آگاه کردند. فوراً زمین را ساخت تا قورباغه ها را ببیند. به آنجا رسید و پرسید: مشکلت چیست؟
The frogs replied, "The sun is terrible even when single. He dries up our homes with his scorching heat. What will happen if he gets married and begets two or three more suns?"
قورباغه ها پاسخ دادند: "آفتاب حتی در مجردی هم وحشتناک است. او با گرمای سوزان خود خانه های ما را خشک می کند. اگر ازدواج کند و دو یا سه خورشید دیگر بیاورد چه می شود؟"
Jupiter laughed and said, "Don't worry; we shall send the new suns away from this part of the sky."
مشتری خندید و گفت: "نگران نباش، ما خورشیدهای جدید را از این قسمت از آسمان دور خواهیم کرد."