Never Lose Hope.

هرگز امید خود را از دست نده

Never Lose Hope.

هرگز امید خود را از دست نده

Never Lose Hope:

هرگز امید خود را از دست نده:

Once a middle aged man lost his job and was looking for a job to support his living. In newspaper he found that a job of “Office Boy” is available. He needed a job badly so he applied for post of “office boy” at a very big firm.

یک بار مردی میانسال شغل خود را از دست داد و به دنبال شغلی بود تا زندگی خود را تامین کند. در روزنامه متوجه شد که شغل «پسر اداری» در دسترس است. او به شدت به یک شغل نیاز داشت، بنابراین برای پست "پسر اداری" در یک شرکت بسیار بزرگ درخواست داد.

Next day he was called for interview. Manager interviewed him and gave him a test. Man cleared the test.

روز بعد او را برای مصاحبه فراخواندند. مدیر با او مصاحبه کرد و از او تست داد. مرد آزمایش را پاک کرد.

Manager said, “You are hired.. Now give me your e-mail address so that i can send you further details and your joining letter..”

مدیر گفت: شما استخدام شده اید. حالا آدرس ایمیل خود را به من بدهید تا بتوانم جزئیات بیشتر و نامه پیوستن شما را برای شما ارسال کنم.

Man replied, “Sir, i don’t have a computer and neither do i have any e-mail address.”

مرد پاسخ داد: "آقا، من نه کامپیوتر دارم و نه آدرس ایمیل."

Manager replied, “What..? In today time if you don’t have an e-mail id that means you don’t exist and that means you can’t get this job.. I am sorry but you are not hired.”

مدیر پاسخ داد: «چی؟ امروز اگر یک شناسه ایمیل ندارید به این معنی است که وجود ندارید و این بدان معناست که نمی توانید این شغل را پیدا کنید. متاسفم اما شما استخدام نشده اید.

Man left. He didn’t know what to do as he had only 200rs left in his pocket and no job. He had no hope of getting any other job anytime soon. He didn’t know what to do. He didn’t want to go home without job. He thought for a while…

مرد رفت او نمی‌دانست چه باید بکند زیرا فقط 200 ریال در جیبش باقی مانده بود و شغلی نداشت. او امیدی نداشت که به این زودی شغل دیگری پیدا کند. نمی دانست چه کند. او نمی خواست بدون کار به خانه برود. مدتی فکر کرد…

Then he decided to go to super market and buy 10kg veggies with that money and then went door to door to sell those veggies. Till evening he was able to sell off all those veggies and even doubles up his money.

سپس تصمیم گرفت به سوپر مارکت برود و با آن پول ۱۰ کیلوگرم سبزیجات بخرد و سپس خانه به خانه رفت تا آن سبزیجات را بفروشد. تا عصر او توانست همه آن سبزیجات را بفروشد و حتی پول خود را دو برابر کند.

This made him realize that he can survive by this and started to go to super market every day early in the morning and buy fresh veggies and then whole day he would sell them going door to door and by evening he would sold all the veggies he bought in morning.

این باعث شد او متوجه شود که با این کار می تواند زنده بماند و هر روز صبح زود شروع به رفتن به سوپر مارکت و خرید سبزیجات تازه کرد و سپس تمام روز آنها را خانه به خانه می فروخت و تا عصر تمام سبزیجاتی را که می خرید می فروخت. در صبح

He worked very hard everyday and with his determination and persistence, just in 5 years he became a well established businessman. Now he had his own fleet of delivery vehicles and became one of the biggest food chain retailers in US market.

او هر روز بسیار سخت کار می کرد و با اراده و پشتکار خود، فقط در عرض 5 سال به یک تاجر خوب تبدیل شد. اکنون او ناوگان وسایل نقلیه تحویلی خود را داشت و به یکی از بزرگترین خرده فروشان زنجیره غذایی در بازار ایالات متحده تبدیل شد.

One day he decided to have life insurance for his family and himself. He called an insurance consultant. After all discussions, consultant asked him about his e-mail address.

یک روز تصمیم گرفت برای خانواده و خودش بیمه عمر داشته باشد. با مشاور بیمه تماس گرفت. پس از همه بحث ها، مشاور از او در مورد آدرس ایمیلش پرسید.

Man replied, “I don’t have an e-mail address.”

مرد پاسخ داد: "من آدرس ایمیل ندارم."

Consultant was surprised and said, “You don’t an e-main address and yet you succeeded to build an empire.. Can you imagine what you could have done and what you could be if you had an e- mail address..”

مشاور تعجب کرد و گفت: "شما یک آدرس الکترونیکی اصلی ندارید و با این حال موفق به ساختن یک امپراتوری شده اید. آیا می توانید تصور کنید که اگر یک آدرس ایمیل داشتید چه کاری می توانستید انجام دهید و چه می توانستید باشید."

Man thought for a moment and replied, “An office boy..!!”

مرد لحظه ای فکر کرد و پاسخ داد: پسر دفتری..!!

Moral: If we seek for something and don’t get it, we should not lose hope.. We don’t know what destiny had in store for us.. Never lose Hope and Keep Trying.

اخلاق: اگر به دنبال چیزی هستیم و آن را به دست نمی آوریم، نباید امیدمان را از دست بدهیم. نمی دانیم سرنوشت چه چیزی برای ما در نظر گرفته است. هرگز امید را از دست نده و به تلاش ادامه بده.