Noble Beggar

گدا نجیب

Noble Beggar

گدا نجیب

Noble Beggar

گدا نجیب

One day the Emperor asked Birbal, "Birbal, is it possible to be the both "noblest" and the "lowest" together?" Birbal said, "Yes, Jahaanpanaah" "Then bring me such a person."

روزی امپراطور از بیربال پرسید: «بیربال، آیا می‌توان با هم «نجیب‌ترین» و هم «فرق‌ترین» بود؟ بیربال گفت: آری جهان پناه، پس چنین شخصی را برای من بیاور.

Birbal went and returned next day with a beggar and presenting him to Akbar said, "This is the lowest among all of your subjects, Jehanpanah" Akbar asked, "Good, that may be true, but I don't see that how he can be the noblest?"

بیربال رفت و روز بعد با یک گدا برگشت و او را به اکبر رساند و گفت: "این پست ترین در بین همه رعایای تو است، جهان پناه" اکبر پرسید: "خوب، ممکن است درست باشد، اما من نمی دانم چگونه می تواند. نجیب ترین باشی؟"

"He has been given the honor of having an audience with the Emperor, that makes him the noblest among the beggars, Jahaapanaah."

"به او افتخار داده شده است که با امپراطور مخاطب داشته باشد، که او را در میان گداها، جاهااپناه، نجیب ترین می کند."