Not feeling it

حس نکردن

Not feeling it

حس نکردن

Not feeling it:

حس نکردن:

How do I handle those days when I’m just not “feeling it”?

چگونه با آن روزهایی که «احساسش» نمی کنم، کنار بیایم؟

Those days when I am tired or worn out or just sick

آن روزهایی که خسته یا فرسوده یا فقط بیمارم

of the grind …

از سنگ زنی…

What do I do on those days?

آن روزها چه کنم؟

I GO ANYWAY. I GET IT DONE.

من به هر حال می روم. من آن را انجام می دهم.

Even if I am just going through the motions—

حتی اگر من فقط در حال انجام حرکات باشم-

I GO THROUGH THE MOTIONS.

من از طریق حرکت می روم.

Don’t really want to work out? I work out.

واقعا نمی خواهید ورزش کنید؟ من تمرین می کنم.

Don’t really want to hammer on a project? I hammer on the project.

آیا واقعاً نمی خواهید یک پروژه را چکش کنید؟ من پروژه را چکش می کنم.

Don’t really want to get up and get out of bed?

واقعا نمی خواهید بلند شوید و از رختخواب بلند شوید؟

I GET UP AND GET OUT OF BED.

بلند می شوم و از رختخواب بلند می شوم.

Now—these could be signals that you need some time off—and those signals might be right.

اکنون - اینها می توانند سیگنال هایی باشند که به مدتی استراحت نیاز دارید - و ممکن است این سیگنال ها درست باشند.

BUT—don’t take today off. Wait until tomorrow. Don’t give in to the immediate gratification that is

اما - امروز را تعطیل نکنید. تا فردا صبر کن تسلیم رضایت فوری آن نشوید

whispering in your ear.

در گوش شما زمزمه می کند

SHUT THAT DOWN. DO NOT LISTEN.

آن را ببند. گوش نده.

Instead: Go through the motions. Lift the weights.

در عوض: از طریق حرکات حرکت کنید. وزنه ها را بلند کنید.

Sprint the hill. Work on the project. GET OUT OF BED.

سرعت تپه روی پروژه کار کنید. از رختخواب بیرون بیایید.

I don’t like procrastination. But if you feel like

من تعلل را دوست ندارم اما اگر دوست دارید

you need a break—that is one thing you should

شما نیاز به استراحت دارید - این چیزی است که باید

procrastinate.

به تعویق انداختن

Taking a break is the one thing I put off until

استراحت تنها چیزی است که به تعویق انداختم

tomorrow.

فردا

And if—when tomorrow comes—you still feel like you

و اگر - وقتی فردا فرا می رسد - هنوز احساس می کنید که خودتان هستید

need rest or you need a break—then go ahead: Take it.

به استراحت نیاز دارید یا به استراحت نیاز دارید - سپس ادامه دهید: آن را انجام دهید.

Chances are you won’t—you won’t need that rest.

به احتمال زیاد این کار را نخواهید کرد - به آن استراحت نیاز نخواهید داشت.

Chances are you will realize that the desire to rest

به احتمال زیاد متوجه خواهید شد که تمایل به استراحت دارید

was just weakness—it was the desire to take the path of least resistance—the downhill path—the downward path.

فقط ضعف بود - میل به در پیش گرفتن مسیر کمترین مقاومت - مسیر سراشیبی - مسیر نزولی بود.

And by going through the motions, you overcame that weakness. And you stayed on the righteous path—the disciplined path—

و با پشت سر گذاشتن حرکات، بر این ضعف غلبه کردید. و تو در راه حق ماندی - راه منضبط -

You stayed on The Warpath.

شما در The Warpath ماندید.

Right where you know you belong.

درست همان جایی که می دانید به آن تعلق دارید.