Old Lady Reply to Nurse>
پاسخ بانوی پیر به پرستار
Old Lady Reply to Nurse
پاسخ بانوی پیر به پرستار
Old Lady Reply to Nurse:
پاسخ بانوی پیر به پرستار:
An 90 year old lady had lost her husband and now had to move to nursing home. So the day she had to move to nursing home in morning she woke up early got dressed properly with perfectly applied makeup.
خانمی 90 ساله شوهرش را از دست داده بود و حالا مجبور شد به خانه سالمندان نقل مکان کند. بنابراین روزی که مجبور شد صبح به خانه سالمندان نقل مکان کند، صبح زود از خواب بیدار شد، لباس مناسبی با آرایش کامل پوشید.
She was ready to move to nursing home. Cab was called to take her to nursing home. She got into cab and reached nursing home.
او آماده نقل مکان به خانه سالمندان بود. کاب را صدا زدند تا او را به خانه سالمندان ببرد. سوار تاکسی شد و به خانه سالمندان رسید.
After reaching nursing home she was asked to wait in the nursing home lobby. She waited patiently for many hours. She smiled sweetly when told her room was ready.
پس از رسیدن به خانه سالمندان از او خواسته شد که در لابی خانه سالمندان منتظر بماند. او ساعت ها صبورانه منتظر ماند. وقتی به او گفتند اتاقش آماده است لبخند شیرینی زد.
As she maneuvered her walker to the elevator nurse gave her a brief visual description of her room including colors of sheets on window.
در حالی که واکر خود را به سمت پرستار آسانسور مانور می داد، توضیحات تصویری مختصری از اتاقش از جمله رنگ های ملحفه روی پنجره به او داد.
After hearing just description she replied with enthusiasm, “I love it.”
پس از شنیدن توضیحات، او با اشتیاق پاسخ داد: "دوست دارم."
Nurse was surprised to hear her reply and responded, “But you haven’t even seen your room yet… Just wait until you see your room.”
پرستار از شنیدن پاسخ او متعجب شد و پاسخ داد: "اما تو هنوز اتاقت را ندیده ای... فقط صبر کن تا اتاقت را ببینی."
She replied, “That doesn’t have anything to do with it. Happiness is something that you decide. It doesn’t depend on how my room look or i will like my room or not. It depends on how my mind is arranged..
او پاسخ داد: «این ربطی به آن ندارد. خوشبختی چیزی است که شما تصمیم می گیرید. این بستگی به ظاهر اتاق من ندارد یا اینکه اتاقم را دوست دارم یا نه. بستگی داره ذهنم چیجوری چیده بشه..
I already decided to love it. It’s decision i made when i wake up in morning.
من قبلاً تصمیم گرفتم دوستش داشته باشم. این تصمیمی است که وقتی صبح از خواب بیدار میشوم، گرفتم.
I had choice either i can spend day counting problem i have to face because of body parts with no longer works or i can get out of bed and be thankful for one that do.
من انتخاب داشتم یا می توانم روز را با مشکل شمارش سپری کنم که باید با آن مواجه شوم، زیرا اعضای بدن دیگر کار نمی کنند یا می توانم از رختخواب بلند شوم و برای یکی از آنها شکرگزار باشم.
As long as my eyes open I’ll focus on the new day and all the happy memories I’ve stored away.. Just for this time in my life.”
تا زمانی که چشمانم باز باشد، روی روز جدید و تمام خاطرات خوشی که ذخیره کرده ام تمرکز خواهم کرد.. فقط برای این زمان از زندگی ام.»
Moral: Each day is a Gift. We should Learn to Live Happy. Happiness comes from Inner self and we are one who Decides to be Happy or not.
اخلاق: هر روز یک هدیه است. ما باید یاد بگیریم که شاد زندگی کنیم. خوشبختی از درون می آید و ما کسی هستیم که تصمیم می گیریم شاد باشیم یا نباشیم.