Old Witch and Noble Knight>
جادوگر پیر و شوالیه نجیب
Old Witch and Noble Knight
جادوگر پیر و شوالیه نجیب
Old Witch and Noble Knight:
جادوگر پیر و شوالیه نجیب:
Once there was a very noble name Arthur who was captured by his neighboring king. Enemy could have killed him but Enemy king knew that he was very wise and noble king. So he offered him freedom but on one condition.
زمانی یک نام بسیار نجیب آرتور وجود داشت که توسط پادشاه همسایه خود اسیر شد. دشمن میتوانست او را بکشد، اما شاه دشمن میدانست که او پادشاه بسیار عاقل و بزرگواری است. پس به او پیشنهاد آزادی داد اما به یک شرط.
He would have to figure out an answer and even if after an year Arthur wouldn’t be able to answer then he would be put to death.
او باید پاسخی پیدا می کرد و حتی اگر بعد از یک سال آرتور نتواند پاسخ دهد، او را به قتل می رساند.
Question was : What does a woman really wants??
سوال این بود که یک زن واقعا چه می خواهد؟
Even most knowledgeable wouldn’t be able to answer that but still Arthur accepted Enemy king preposition as it was better than death.
حتی آگاهترین آنها هم نمیتوانند به آن پاسخ دهند، اما با این حال آرتور حرف اضافه پادشاه دشمن را پذیرفت زیرا بهتر از مرگ بود.
Arthur returned to his kingdom and begin to ask everyone about it but no one was able to give any satisfactory answer.
آرتور به پادشاهی خود بازگشت و شروع به پرسیدن از همه در مورد آن کرد، اما هیچ کس نتوانست پاسخ قانع کننده ای بدهد.
Many people advised him to consult an old witch but she was famous for charging exorbitant prices. For whole year Arthur avoided going to witch but last day came and he had no other option but to go to witch.
بسیاری از مردم به او توصیه کردند که با یک جادوگر پیر مشورت کند، اما او به قیمت های گزاف معروف بود. آرتور تمام سال از رفتن به جادوگری اجتناب کرد، اما روز آخر فرا رسید و او چاره ای جز رفتن به جادوگر نداشت.
He went to her and told him about his problem. Witch agreed to help him but for a price in return. Price was : Witch wanted to marry Gwen.. most noble night and Arthur’s closet friend.
نزد او رفت و مشکلش را به او گفت. جادوگر موافقت کرد که به او کمک کند اما در ازای آن بهایی. قیمت این بود: جادوگر می خواست با گوئن.. نجیب ترین شب و دوست صمیمی آرتور ازدواج کند.
Arthur was horrified to know price as witch was very ugly looking hideous and smelled very bad. Arthur didn’t wanted to force his friend to marry such repugnant creature so he refused.
آرتور از دانستن قیمت وحشت کرد زیرا جادوگر بسیار زشت به نظر می رسید و بوی بسیار بدی می داد. آرتور نمی خواست دوستش را مجبور به ازدواج با چنین موجود نفرت انگیزی کند، بنابراین نپذیرفت.
Later Gwen got to know about witch proposal and talked to Arthur. Same night Gwen and witch wedding was proclaimed and Witch answered Arthur question..
بعداً گوئن با پیشنهاد جادوگر آشنا شد و با آرتور صحبت کرد. در همان شب ازدواج گوئن و جادوگر اعلام شد و جادوگر به سوال آرتور پاسخ داد.
Answer was : What woman really want is to be in charge of her own life.
پاسخ این بود: چیزی که زن واقعاً میخواهد این است که مسئول زندگی خودش باشد.
Arthur went back to neighboring kingdom and Enemy king was satisfied by answer and hence granted Arthur his freedom. Even after getting his freedom back Arthur was not happy because for this his best friend Gwen had to marry an old Witch.
آرتور به پادشاهی همسایه بازگشت و پادشاه دشمن از پاسخ راضی شد و از این رو به آرتور آزادی داد. حتی پس از بازگرداندن آزادی، آرتور خوشحال نبود زیرا بهترین دوستش گوئن برای این کار مجبور شد با یک جادوگر پیر ازدواج کند.
Next day, honeymoon hour approached. Gwen prepared his mind for worst but to his surprise inside room was awaiting the most beautiful woman he had ever seen.
روز بعد، ساعت ماه عسل نزدیک شد. گوئن ذهن خود را برای بدترین شرایط آماده کرد، اما در کمال تعجب در داخل اتاق منتظر زیباترین زنی بود که تا به حال دیده بود.
Witch said to Gwen, “I would be horrible and ugly witch half the time and beautiful maiden self for half.. Which would you want me to be during the day and which during the night??
جادوگر به گوئن گفت: "من نیمی از اوقات جادوگر وحشتناک و زشت خواهم بود و نیمی از آن دختر زیبا خواهم بود. دوست داری در طول روز کدام باشم و در طول شب کدام؟
Would you prefer a beautiful maiden during to show off to your friends but at night an old witch.. or would you prefer an old hideous witch during day but by night a beautiful women to be with??”.
آیا یک دوشیزه زیبا را برای خودنمایی به دوستان خود ترجیح می دهید، اما در شب یک جادوگر پیر... یا یک جادوگر افتضاح پیر را در روز ترجیح می دهید اما در شب یک زن زیبا را ترجیح می دهید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
Gwen replied, “I would like you to choose that for yourself..”
گوئن پاسخ داد: "دوست دارم این را برای خودت انتخاب کنی."
Hearing this witch announced that she would be beautiful all the time because he had respected her enough to be in-charge of her life..
با شنیدن این جادوگر اعلام کرد که او همیشه زیبا خواهد بود زیرا او آنقدر به او احترام گذاشته بود که مسئول زندگی او باشد.
Moral:
اخلاقی:
Treat Woman with Respect and let her be the One to decide for Herself.
با زن با احترام رفتار کنید و بگذارید خودش تصمیم بگیرد.