One Nut and Two Boys>
یک مهره و دو پسر
One Nut and Two Boys
یک مهره و دو پسر
One Nut and Two Boys:
یک مهره و دو پسر:
Two little boys were playing together. One little boy saw a nut on the ground. Before he could pick it the other boy took it.
دو پسر کوچک با هم بازی می کردند. یک پسر کوچک یک مهره را روی زمین دید. قبل از اینکه بتواند آن را انتخاب کند، پسر دیگر آن را برداشت.
The first boy demanded, "Give me the nut. It's mine. I only saw it first".
پسر اول خواست: "آجیل را به من بده. مال من است. من فقط اول آن را دیدم".
The other boy replied, "It's mine. I only took it".
پسر دیگر پاسخ داد: "این مال من است. من فقط آن را گرفتم".
This lead to a quarrel between these two little boys. Just then a tall boy came that way. Upon seeing the quarrel between the boys, he said, "Give me the nut and I'll settle your quarrel".
این منجر به نزاع بین این دو پسر کوچک شد. همون موقع یه پسر قد بلند اومد اون طرف. با دیدن دعوای پسرها گفت: مهره را به من بده تا دعوای تو را حل کنم.
He split the nut into two parts. He took out the fruit-seed. He gave one half-shell to one boy and the other half-shell to the other. He put the fruit seed into his mouth and said, "This is for settling your quarrel".
مهره را به دو قسمت تقسیم کرد. دانه میوه را بیرون آورد. نیم صدف را به پسری داد و نیم صدف دیگر را به دیگری. دانه میوه را در دهانش گذاشت و گفت: این برای رفع دعوای شماست.
Moral: When two people quarrel someone else gains.
اخلاق: وقتی دو نفر با هم دعوا می کنند، دیگری سود می برد.