Only For Love

فقط برای عشق

Only For Love

فقط برای عشق

Only For Love

فقط برای عشق

Two donkeys who were friends, met at a crossroad. One donkey was healthy and the other malnourished. The healthy donkey asked the weak one, What happen to you? Why do you seem so weak? The weak donkey replied, My master makes me work the whole day and doesn't give me enough food to eat and also beats me. Oh exclaimed the healthy donkey. Then why don't you run away from your master's house. He replied, I think my job has better prospects. My master beats his only daughter, too. And whenever he does so, he says to her, I'll marry you off to this donkey. For this reason I'm not running away.

دو الاغ که با هم دوست بودند سر یک چهارراه به هم رسیدند. یک الاغ سالم و دیگری بدغذا بود. الاغ سالم از ضعیف پرسید چه شده؟ چرا اینقدر ضعیف به نظر میای؟ الاغ ضعیف جواب داد: ارباب من را تمام روز به کار می اندازد و غذای کافی برای خوردن به من نمی دهد و همچنین مرا کتک می زند. اوه الاغ سالم فریاد زد. پس چرا از خانه ارباب خود فرار نمی کنید. او پاسخ داد، فکر می‌کنم کارم چشم‌انداز بهتری دارد. ارباب من تنها دخترش را هم می زند. و هر وقت این کار را کرد به او می گوید من تو را به عقد این الاغ در می آورم. به همین دلیل فرار نمی کنم.