Plan of Murder

طرح قتل

00:00
00:00

Plan of Murder

طرح قتل

Plan of Murder

طرح قتل

One day, James was walking down the road. Suddenly, he heard some noises coming from inside a shop. He tried to hear what was going inside and heard someone saying, "First we will cut his arms and then his shoulders."

یک روز جیمز در جاده راه می رفت. ناگهان صدایی از داخل یک مغازه شنید. او سعی کرد آنچه را که در داخل می‌گذرد بشنود و شنید که یکی می‌گوید: «اول دست‌هایش را می‌بریم و بعد شانه‌هایش را».

James got frightened thinking that someone was planning a murder. He immediately ran and informed the cops. The police went with him and broke the shop's door. On investigating they found that it was a tailor's shop and the tailor was talking about a piece of cloth and not about any person.

جیمز با این فکر ترسید که کسی قصد قتلی را دارد. بلافاصله دوید و به پلیس خبر داد. پلیس با او رفت و در مغازه را شکست. در بررسی ها متوجه شدند که اینجا یک خیاطی است و خیاط از یک پارچه صحبت می کند و نه در مورد هیچ شخصی.

James felt embarrassed and went on his way.

جیمز احساس خجالت کرد و به راه خود ادامه داد.