Pocahontas>
پوکاهونتاس
Pocahontas
پوکاهونتاس
Pocahontas:
پوکاهونتاس:
There lived a princess called Pocahontas, who belonged to the Powhatan tribe in Tsenacommacah, North America. The free-spirited girl loved running and exploring her homeland and sometimes headed on adventures outside the boundaries.
شاهزاده خانمی به نام پوکاهونتاس زندگی می کرد که متعلق به قبیله پوهاتان در تسناکوماکا، آمریکای شمالی بود. این دختر آزاده عاشق دویدن و کاوش در سرزمین مادری خود بود و گاهی اوقات به ماجراجویی هایی خارج از مرزها می پرداخت.
Pocahontas had two dear friends, Meeko, who was a raccoon and Flit, a hummingbird. They often visited Grandmother Willow, a spiritual talking tree who spoke of dreams and various supernatural things.
پوکاهونتاس دو دوست عزیز داشت، میکو که یک راکون بود و فلیت، مرغ مگس خوار. آنها اغلب به دیدار مادربزرگ ویلو می رفتند، درختی روحانی سخنگو که از رویاها و چیزهای ماوراء طبیعی مختلف صحبت می کرد.
One day, Grandmother Willow predicts and alerts Pocahontas about the Englishmen arriving at her native land. Capt. John Smith, his English sailors and soldiers arrive at Tsenacommacah to loot the riches of Pocahontas’ native land. Meanwhile, Chief Powhatan pledges his daughter’s alliance with the village’s greatest warrior Kocoum.
یک روز، مادربزرگ ویلو، پوکاهونتاس را در مورد ورود انگلیسیها به سرزمین مادریاش پیشبینی میکند و به او هشدار میدهد. سروان جان اسمیت، ملوانان انگلیسی و سربازانش به Tsenacommacah می رسند تا ثروت های سرزمین بومی پوکاهونتاس را غارت کنند. در همین حین، رئیس پوهاتان با دخترش با کوکوم، بزرگترین جنگجوی دهکده، پیمان اتحاد میدهد.
But Pocahontas wants to be free and does not want to marry Kocoum. Her life changes when the English ship lands near her village. One fine day, she meets Captain John Smith and in a couple of meetings, they develop a strong bond and fall in love with each other. Kocoum discovers their love and tries to kill John Smith. But Kocoum gets killed and John Smith is captured by the army of Chief Powhatan.
اما پوکاهونتاس می خواهد آزاد باشد و نمی خواهد با کوکوم ازدواج کند. زندگی او با فرود کشتی انگلیسی در نزدیکی روستایش تغییر می کند. یک روز خوب، او با کاپیتان جان اسمیت آشنا می شود و در چند ملاقات، پیوند قوی ایجاد می کنند و عاشق یکدیگر می شوند. کوکوم عشق آنها را کشف می کند و سعی می کند جان اسمیت را بکشد. اما کوکوم کشته می شود و جان اسمیت توسط ارتش رئیس پوهاتان دستگیر می شود.
Pocahontas confesses her love for John Smith and begs for mercy. The execution of John Smith is revoked. He decides to go back to England and asks Pocahontas to come with her. But she says she wants to stay back with her people.
پوکاهونتاس به عشق خود به جان اسمیت اعتراف می کند و التماس رحمت می کند. اعدام جان اسمیت لغو شد. او تصمیم می گیرد به انگلستان برگردد و از پوکاهونتاس می خواهد که با او بیاید. اما او می گوید که می خواهد در کنار مردمش بماند.