Poor Prunes

آلو فقیر

Poor Prunes

آلو فقیر

Poor Prunes:

آلو فقیر:

“My life is a sad one,” said the stewed prune.

آلوی خورشتی گفت: زندگی من غم انگیز است.

“How is that?” asked the orange, near by.

"چطور است؟" از پرتقال در همان نزدیکی پرسید.

“Oh, dear, no one loves me. People usually eat me when they can’t get anything else.”

"اوه، عزیزم، هیچ کس مرا دوست ندارد. مردم معمولاً من را می‌خورند که چیز دیگری دریافت نمی‌کنند.»

“But I saw them eat you, and buy you, of course I mean members of your illustrious prune family, when a member of my family was around.”

اما من دیدم که آنها شما را می‌خورند و شما را می‌خرند، البته منظورم اعضای خانواده‌ی برجسته‌ی شماست، زمانی که یکی از اعضای خانواده‌ام در اطراف بود.»

“Once in a while that happens,” said the prune, “but it is very, very seldom. One morning,” continued the prune, “some one at the breakfast

آلو گفت: "گاهی این اتفاق می افتد، اما بسیار بسیار نادر است. یک روز صبح،" آلو خشک، "یک نفر در صبحانه

table apologized and said, ‘I’m sorry, but we only have prunes this morning.’

میز عذرخواهی کرد و گفت: "متاسفم، اما امروز صبح فقط آلو داریم."

“Wasn’t that sad? Enough to break the poor heart of a prune.”

"این غم انگیز نبود؟ برای شکستن قلب فقیر آلو کافی است.»

“You haven’t a heart, prune, dear; you only have a stone as your heart— heart of stone—that means hard-hearted, and so forth,” said the orange.

«دل نداری، هرس کن عزیزم. شما فقط یک سنگ به عنوان قلب خود دارید - قلب از سنگ - که به معنای سنگدل است و غیره.» پرتقال گفت.

“Ah, but that’s wrong,” said the prune. “I felt dreadfully to think that such a thing should be said of us. ‘Sorry, but we only have prunes.’ You’d

آلو گفت: "آه، اما این اشتباه است." «از این که فکر کنم چنین چیزی باید در مورد ما گفته شود، احساس وحشتناکی داشتم. "ببخشید، اما ما فقط آلو داریم."

have thought she had said, ‘Sorry, but we only have bricks for breakfast,’ from the tone in which she said it.

با توجه به لحنی که گفته بود، فکر می‌کردند که گفته بود: «ببخشید، اما ما فقط برای صبحانه آجر داریم».

“And then what was our joy and a thing the family has never forgotten nor ever will forget when in reply the person at the table said she actually and really liked prunes.

"و پس از آن چه بود شادی ما و چیزی که خانواده هرگز فراموش نکرده اند و هرگز فراموش نمی کنند وقتی فردی که پشت میز بود در پاسخ گفت که او واقعا و واقعاً آلو خشک را دوست دارد.

“That event will be put down as the greatest event that has happened in a long time.

"آن رویداد به عنوان بزرگترین رویدادی که در مدت زمان طولانی رخ داده است، ثبت خواهد شد.

“And following that great event are a number of others, and we plan to erect a monument made of prune stones and made only of those stones left

و به دنبال آن رویداد بزرگ، تعدادی رویداد دیگر وجود دارد، و ما قصد داریم یک بنای یادبود ساخته شده از سنگ های آلو و فقط از آن سنگ های باقی مانده برپا کنیم.

by people who’ve enjoyed the prunes!

توسط افرادی که از آلو خشک لذت برده اند!

“Isn’t that a good idea?”

"این ایده خوبی نیست؟"

“Yes, indeed,” said the orange.

پرتقال گفت: «بله، واقعاً.

Just then the orange was called for and the prune with its brothers and sisters stayed behind.

درست در آن زمان پرتقال را صدا زدند و هرس با برادران و خواهرانش پشت سر ماندند.

“Poor prunes,” cried the prune who had been talking, “our great monument may not go up so fast as for a moment I had hopes that it would.

آلوی بیچاره که صحبت می کرد فریاد زد: «آلوی بیچاره، ممکن است بنای تاریخی بزرگ ما آنقدر سریع بالا نرود که برای لحظه ای امید داشتم.

“Ah, well, we have the ever-ready prune juice to receive the sad tears of the prunes.” And then they sang this ditty:

"آه، خوب، ما آب آلو همیشه آماده برای دریافت اشک های غم انگیز آلو را داریم." و سپس این دیتی را خواندند:

“Poor prunes, poor prunes, how sad is your lot;

«آلوهای بیچاره، آلوهای بیچاره، چه غم انگیز است.

Some people like you, but, alas, most do not.

برخی از مردم شما را دوست دارند، اما افسوس که اکثر آنها شما را دوست ندارند.

But you’re really, poor prunes, you’re really good food, And those who say not, are, I fear, very rude.”

اما شما واقعاً آلو خشک هستید، شما واقعاً غذای خوبی هستید، و آنهایی که نمی گویند، من می ترسم بسیار بی ادب هستند.