Pot of The Friend

گلدان دوست

Pot of The Friend

گلدان دوست

Pot of The Friend:

گلدان دوست:

A woman was asked to borrow a pot from her friend and handed it back the next morning together with a much smaller pot.

از زنی خواسته شد که گلدانی را از دوستش قرض بگیرد و صبح روز بعد آن را همراه با گلدانی کوچکتر به او تحویل دهد.

'It is the son of your pot and was born during the night,' she explained. The friend was delighted to accept this.

او توضیح داد: "این پسر گلدان شماست و در شب به دنیا آمد." دوست از پذیرفتن این موضوع خوشحال شد.

A few days later, the woman borrowed the pot again, but this time she did not give it back. When the friend asked if she could have her pot back, the woman replied: 'It's dead.'

چند روز بعد زن دوباره دیگ را قرض گرفت اما این بار آن را پس نداد. وقتی دوست از او پرسید که آیا می تواند قابلمه اش را پس بگیرد، زن پاسخ داد: "مرده است."

'A pot can't die,' her friend insisted.

دوستش اصرار کرد: "یک گلدان نمی تواند بمیرد."

'And why not?' the woman went on. 'If it can have 'a son, then it can surely die.'

"و چرا که نه؟" زن ادامه داد "اگر بتواند "پسر" داشته باشد، پس مطمئناً می تواند بمیرد.