Princess And The Magical Ring

شاهزاده خانم و حلقه جادویی

Princess And The Magical Ring

شاهزاده خانم و حلقه جادویی

Princess And The Magical Ring:

شاهزاده خانم و حلقه جادویی:

Long ago there was a princess who lived in the Norfolk kingdom. She finds a ring in her garden and asks her father about it. He tells the ring would give her five magical powers — the ability to sleep peacefully, to make fire without a flint, the ability to grow any crop, to make it rain without clouds, and lastly a power, which was also the most special, the ability to sing like an enchanted siren.

مدتها پیش شاهزاده خانمی بود که در پادشاهی نورفولک زندگی می کرد. او حلقه ای را در باغش پیدا می کند و از پدرش در مورد آن می پرسد. او می گوید که حلقه به او پنج قدرت جادویی می دهد - توانایی خواب آرام، آتش زدن بدون سنگ چخماق، توانایی رشد هر محصول، بارانی کردن بدون ابر، و در نهایت قدرتی که همچنین خاص ترین قدرت بود. توانایی آواز خواندن مانند یک آژیر مسحور.

The princess enjoyed singing and loved her last power the most. She believed her voice will one day make a prince fall in love with her.

شاهزاده خانم از آواز خواندن لذت می برد و آخرین قدرت خود را بیشتر از همه دوست داشت. او معتقد بود که صدای او روزی باعث می شود شاهزاده ای عاشق او شود.

One day, a witch casts a spell on the kingdom that had adverse effects on everyone, except the princess. The witch plunders crops, rain, sunshine and everything from the kingdom.

روزی جادوگری در پادشاهی طلسم می کند که تأثیرات نامطلوبی بر همه به جز شاهزاده خانم داشت. جادوگر محصولات، باران، آفتاب و همه چیز را از پادشاهی غارت می کند.

The princess is disappointed to see her falling kingdom and decides to use her five powers to save her homeland and its people. An idea strikes her mind to sing day and night. Nothing could stop her from singing.

شاهزاده خانم از دیدن پادشاهی در حال سقوط خود ناامید می شود و تصمیم می گیرد از پنج قدرت خود برای نجات سرزمین خود و مردم آن استفاده کند. ایده ای به ذهنش خطور می کند که روز و شب بخواند. هیچ چیز نتوانست او را از آواز خواندن باز دارد.

After almost an entire year of singing, the kingdom is set free from the deadly spell. But this results in the disintegration of the princess. She sacrifices her life for her people and the kingdom.

پس از تقریبا یک سال کامل آواز خواندن، پادشاهی از طلسم مرگبار رها می شود. اما این منجر به از هم پاشیدگی شاهزاده خانم می شود. او جان خود را فدای قوم و پادشاهی خود می کند.