Ramalinga Humiliates Rama Raja Bhushana

رامالینگا راما راجا بوشانا را تحقیر می کند

Ramalinga Humiliates Rama Raja Bhushana

رامالینگا راما راجا بوشانا را تحقیر می کند

Ramalinga Humiliates Rama Raja Bhushana:

رامالینگا راما راجا بوشانا را تحقیر می کند:

It was one of those finest days at Bhuvana Vijayam.

یکی از بهترین روزها در Bhuvana Vijayam بود.

King Rayalu along with his Ashta Diggajas was enjoying the literary discussion session that day.

پادشاه رایالو به همراه آشتا دیگاجاس خود در آن روز از جلسه بحث ادبی لذت می بردند.

Rama Raja Bhushana was known to be a romantic poet, authoring prose and poetry reciting women and their beauty.

راما راجا بوشانا به عنوان شاعری رمانتیک شناخته می شد که نثر و شعر می خواند و زنان و زیبایی آنها را می خواند.

Rayalu asked Rama Raja Bhushana to frame a stanza on the beauty of women, extempore.

رایالو از راما راجا بوشانا خواست تا مصراعی در مورد زیبایی زنان قاب کند.

Rama Raja Bhushana rose from his seat and thought for a second or two and immediately composed, Naanaa soona vithavai vaasanala naa ghraaenchu saarangame Laa nannolla datanchu gandha phalithabal, kakan bondiyo Shaa naasaa kruthii booni sarva sumassourabha samvasamai Poonen brekshana maalika madhukaree punjambui lirvankalakun Rayalu was impressed about the way Rama Raja Bhushana described the beauty of woman instantly.

راما راجا بوشانا از جای خود بلند شد و برای یک یا دو ثانیه فکر کرد و فوراً آهنگ کرد، نانا زودا ویتاوای واسانالا نا قرائنچو ساارنگامه لاا نانولا دیتانچو گاندا فالیثابال، کاکان بوندیو شاا ناساآ کروتی بونی ساروا سوماسورابهاواکالوآمبها akun Rayalu تحت تاثیر قرار گرفت روشی که راما راجا بوشانا زیبایی زن را فورا توصیف کرد.

Pleased over, Rayalu appreciated him and felicitated him with one thousand gold coins.

رایالو خوشحال از او قدردانی کرد و با یک هزار سکه طلا به او تبریک گفت.

Ramalinga, as everyone knows is not for sitting quite on any happening.

همانطور که همه می دانند رامالینگا برای نشستن کامل روی هر اتفاقی نیست.

He sprung off his seat to say, “My Lord, Rama Raja Bhushana bought this poem from Nandi Thimmanna for one thousand gold coins.

او از صندلی خود بلند شد و گفت: «پروردگار من، راما راجا بوشانا این شعر را از ناندی تیمنا به هزار سکه طلا خرید.

It is surprising how come you know the exact price of the deal.

تعجب آور است که چگونه می توانید قیمت دقیق معامله را بدانید.

It would not be profitable to him if you pay him exactly the same price at which he purchased…'' Hearing this the total gathering immersed in laughter.

اگر دقیقاً همان قیمتی را که خریده است به او بپردازید، برایش سودی نخواهد داشت...» با شنیدن این، کل جمع غوطه ور در خنده شد.

Rama Raja Bhushana had no way to counter Ramalinga, though he wished to, as the damage was already done.

راما راجا بوشانا هیچ راهی برای مقابله با رامالینگا نداشت، اگرچه او می خواست، زیرا آسیب از قبل وارد شده بود.

He could only manage sitting calm grinding his teeth on Ramalinga.

او فقط می‌توانست آرام بنشیند و دندان‌هایش را روی رامالینگا به هم بکوبد.

Some days later, one fine evening Rama Raja Bhushana along with his disciple was passing through the street in which Nandi Thimmana’s residence was located.

چند روز بعد، یک غروب خوب راما راجا بوشانا به همراه شاگردش از خیابانی می گذشتند که محل اقامت ناندی تیممانا در آن قرار داشت.

A subject discussion was going on in Thimmana’s house during that time.

در آن زمان یک بحث موضوعی در خانه تیمنا در جریان بود.

Rama Raja Bhushana could locate Ramalinga from distance, participating in the discussions.

راما راجا بوشانا می‌توانست رامالینگا را از راه دور پیدا کند و در بحث‌ها شرکت کند.

Loudly Rama Raja Bhushana told his disciple describing the session as, “Vaakila Kaavali Thimmana Vaakita Kavi Koti Maadhavakitakaade'' The sarcastic poetry described that the session was like an assembly of pigs that gathered near the threshold of Nandi Thimmana.

راما راجا بوشانا با صدای بلند به شاگردش گفت که جلسه را اینگونه توصیف می‌کند: «واکیلا کاوالی تیممانا واکیتا کاوی کوتی ماادهاواکیتاکااده» شعر طعنه‌آمیز توصیف می‌کرد که جلسه مانند مجمع خوک‌هایی بود که در نزدیکی آستانه ناندی تیممانا جمع شدند.

Hearing this, Ramalinga picked up the tone in which Rama Raja Bhushana was speaking.

با شنیدن این، رامالینگا لحنی را که راما راجا بوشانا با آن صحبت می کرد، دریافت کرد.

Immediately he stopped the discussion and said, “Prakrutha, Sanskrutha, Ghaarjhura mookee krutha kukavi thunga mustha thathikin Vaakila Kaavali Thimmana Vaakita Kavi Koti Maadhavakitakaade'' This meant that the discussion session would resemble similar to the gathering of pigs, for those who composes prose and poetry with a mixture of nonsense, brutal language, and irrelevant issues.

فوراً بحث را متوقف کرد و گفت: «پراکروتا، سانسکروتا، غارجهورا موکی کروتا کوکاوی تونگا موتا آن هیکین واکیلا کاوالی تیممانا واکیتا کاوی کوتی ماادهاواکیتاکااده» این بدان معناست که جلسه بحث شبیه گردهمایی خوک‌ها و نثرهای نثری است. شعری با آمیزه ای از مزخرفات، زبان بی رحمانه و مسائل بی ربط.

Rama Raja Bhushana taking the meaning immediately rushed off the place along with his disciple.

راما راجا بوشانا با برداشتن معنی بلافاصله همراه با شاگردش از محل خارج شد.

That was how Ramalinga humiliated Rama Raja Bhushana

اینگونه بود که رامالینگا راما راجا بوشانا را تحقیر کرد