Rats, Cats and Cows

موش، گربه و گاو

Rats, Cats and Cows

موش، گربه و گاو

Rats, Cats and Cows:

موش، گربه و گاو:

In the kingdom of Vijayanagar, the public distribution system was managed by the courtiers.

در پادشاهی ویجایاناگار، سیستم توزیع عمومی توسط درباریان اداره می شد.

The courtiers ran grain and grocery stores in the different parts of the kingdom.

درباریان در مناطق مختلف پادشاهی غلات و خواربار فروشی داشتند.

After a bumper harvest season, a new problem cropped up in the kingdom: rats.

پس از فصل برداشت محصول، مشکل جدیدی در پادشاهی پدید آمد: موش‌ها.

Huge amounts of grains were being stored in the various storehouses around the capital city.

مقادیر زیادی غلات در انبارهای مختلف اطراف پایتخت ذخیره می شد.

Armies of rats were now devastating these stores.

ارتش موش ها اکنون این فروشگاه ها را ویران می کردند.

Courtiers panicked.

درباریان وحشت کردند.

It was not just about loss of income for them.

این فقط در مورد از دست دادن درآمد برای آنها نبود.

The situation had become very serious.

اوضاع خیلی جدی شده بود.

A food shortage was looming in the horizon despite the spectacular harvest season.

با وجود فصل برداشت محصول تماشایی، کمبود مواد غذایی در افق خودنمایی می کرد.

King called for an emergency session of the court to address this menace.

کینگ خواستار تشکیل جلسه اضطراری دادگاه برای رسیدگی به این تهدید شد.

The courtiers were wracking their brains for a solution.

درباریان به دنبال راه حلی بودند.

Using rat poison was out of question since that could contaminate the food supply.

استفاده از سم موش غیرممکن بود زیرا می‌توانست مواد غذایی را آلوده کند.

Rat traps were useless.

تله موش بی فایده بود.

Very few rats would get into the traps when food was in plentiful supply outside.

تعداد بسیار کمی از موش ها زمانی که غذا در خارج از خانه فراوان بود، وارد تله ها می شدند.

Chatur Pandit had a novel suggestion: cats.

Chatur Pandit یک پیشنهاد بدیع داشت: گربه ها.

“O Keeper of the Kingdom,'' Chatur addressed the King, “I suggest that we import as many cats as possible into the kingdom.

چاتور خطاب به پادشاه گفت: «ای نگهبان پادشاهی، من پیشنهاد می‌کنم تا آنجا که ممکن است گربه‌ها را به پادشاهی وارد کنیم.

Let each courtier be given a cat to guard his granary.

بگذارید به هر درباری یک گربه داده شود تا نگهبان انبار غله اش باشد.

'' “That sounds like a good idea,'' said the King.

پادشاه گفت: «به نظر ایده خوبی است.

The courtiers were averse to having a cat in their homes.

درباریان از داشتن گربه در خانه خود بیزار بودند.

Dogs at least guard houses.

سگ ها حداقل از خانه های نگهبانی نگهداری می کنند.

But cats themselves are known for stealing from the kitchen.

اما خود گربه ها به دزدی از آشپزخانه معروف هستند.

They would an added headache along with the rats.

آنها همراه با موش ها سردرد بیشتری خواهند داشت.

Chatur Pandit saw that there was going to major objection to his plan, so he tried a new tact.

چاتور پاندیت دید که مخالفت عمده ای با طرح او وجود دارد، بنابراین درایت جدیدی را امتحان کرد.

“Indeed, it is the best solution, my Lord,'' said Chatur Pandit excited,'' But I think the cats should be looked after properly.

چاتور پاندیت هیجان زده گفت: «در واقع، این بهترین راه حل است، پروردگار من،» اما به نظر من باید از گربه ها به درستی مراقبت کرد.

So I request the King to provide one cow from the royal herd as well to each courtier so that its milk can be used to feed the cat.

از این رو از پادشاه تقاضا دارم که یک گاو از گله سلطنتی را نیز در اختیار هر درباری قرار دهد تا از شیر آن برای تغذیه گربه استفاده شود.

'' The courtiers wholeheartedly agreed to this idea.

درباریان با تمام وجود با این ایده موافقت کردند.

They were excited about getting a free cow.

آنها در مورد گرفتن یک گاو رایگان هیجان زده بودند.

They knew that even after feeding the cat, there will be enough milk left over for their families.

آنها می دانستند که حتی پس از غذا دادن به گربه، شیر کافی برای خانواده آنها باقی می ماند.

It was a great free deal for them.

این یک معامله رایگان عالی برای آنها بود.

Tenali Ram kept his mouth shut and let matters unfold.

تنالی رام دهانش را بسته نگه داشت و اجازه داد که مسائل آشکار شود.

Next day guards arrived at the homes of each courtier with a cat and cow.

روز بعد نگهبانان با یک گربه و گاو به خانه هر درباری رسیدند.

The King had also made it a point to conduct monthly inspection of the cats to make sure that these animals were treated well.

پادشاه همچنین به منظور اطمینان از اینکه با این حیوانات به خوبی رفتار می‌شود، بازرسی ماهیانه از گربه‌ها را برگزیده بود.

After a month to the King’s dismay most courtiers complained that the rat problem had multiplied.

پس از یک ماه که باعث ناراحتی پادشاه شد، اکثر درباریان شکایت کردند که مشکل موش‌ها چند برابر شده است.

Several storehouses already had to be abandoned and more were risking ruin.

چندین انبار قبلاً باید رها می شدند و تعداد بیشتری از آنها در خطر تخریب بودند.

When the guards conducted the monthly inspection they found that all the cats were well and in fact, fattened.

هنگامی که نگهبانان بازرسی ماهانه را انجام دادند، متوجه شدند که همه گربه ها خوب و در واقع چاق شده بودند.

They were just too lazy to move around and slept all day.

آنها خیلی تنبل بودند که در اطراف حرکت کنند و تمام روز را می خوابیدند.

Well all the cats except the one given to Tenali Ram.

خوب همه گربه ها به جز گربه ای که به تنالی رام داده شده است.

Tenali Ram’s cat was a lean and active animal.

گربه تنالی رام حیوانی لاغر و فعال بود.

Moreover, rat problem was completed eradicated from the storehouse under Tenali’s charge.

علاوه بر این، مشکل موش به اتهام تنالی از انبار ریشه کن شد.

“How did you get you solve the rat problem, Tenali?'' asked Krishna Deva Raya curious to find out the secret of his minister.

کریشنا دوا رایا کنجکاو شد که راز وزیرش را دریابد: "چگونه توانستی مشکل موش را حل کنی، تنالی؟"

“Using the cat, my King!'' said Tenali “But all the other courtiers also had a cat.

تنالی گفت: «با استفاده از گربه، پادشاه من!» اما همه درباریان دیگر نیز یک گربه داشتند.

How come they still have rats?'' “Because of their cows, my King!'' said Tenali “How is that? You also were given a cow.

چطور است که آنها هنوز موش دارند؟" "به خاطر گاوهایشان، پادشاه من!" تنالی گفت: "این چطور است؟ به شما یک گاو نیز داده شد.

'' “Yes, I was, Dear King.

"بله، من بودم، پادشاه عزیز.

But I returned the cow and kept only the cat.

اما من گاو را پس دادم و فقط گربه را نگه داشتم.

Cows have no business in a rat problem.

گاوها با مشکل موش کاری ندارند.

If you keep feeding a cat good milk every day, it will obviously have no interest in catching rats.

اگر هر روز به یک گربه شیر خوب بدهید، بدیهی است که گربه هیچ علاقه ای به صید موش نخواهد داشت.

Just like how a man who gets good food for free, will grow lazy and useless over time; so do the cats.

درست مانند اینکه چگونه مردی که غذای خوب را مجانی می گیرد، در طول زمان تنبل و بی فایده می شود. گربه ها هم همینطور

Why should they keep themselves awake and run after the rats to feed themselves, when every morning and evening big bowls of fresh milk is provided.

چرا باید خود را بیدار نگه دارند و دنبال موش ها بدوند تا به خودشان غذا بدهند، وقتی صبح و عصر کاسه های بزرگ شیر تازه تهیه می شود.

All animals should be allowed to be true to their nature.

باید به همه حیوانات اجازه داد که به طبیعت خود وفادار باشند.

Only then they will retain their vitality.

فقط در این صورت است که سرزندگی خود را حفظ خواهند کرد.

Men who don’t labor for their sustenance also lose their liveliness.

مردانی که برای رزق و روزی خود تلاش نمی کنند، نشاط خود را نیز از دست می دهند.

A cat that is fed cow’s milk will become fat and lazy.

گربه ای که با شیر گاو تغذیه می شود چاق و تنبل می شود.

A cat that chases after rats will always remain a healthy, active cat.

گربه ای که موش ها را تعقیب می کند همیشه یک گربه سالم و فعال باقی می ماند.

“ King immediately ordered that the cows be returned to the royal herd.

پادشاه بلافاصله دستور داد که گاوها را به گله سلطنتی بازگردانند.

With the cats no longer fed with milk, they began to chase and kill the rats.

از آنجایی که گربه ها دیگر از شیر تغذیه نمی کردند، آنها شروع به تعقیب و کشتن موش ها کردند.

Within a few weeks, the rat problem was eradicated from the kingdom.

در عرض چند هفته، مشکل موش از قلمرو پادشاهی ریشه کن شد.