Reason for Sharing>
دلیل اشتراک گذاری
Reason for Sharing
دلیل اشتراک گذاری
Reason for Sharing:
دلیل اشتراک گذاری:
Story 1: Judging Others..!!
داستان 1: قضاوت دیگران..!!
Once a little girl sitting at chair and she was holding two apples in her hands.
یک بار دختر بچه ای روی صندلی نشسته بود و دو سیب در دستانش گرفته بود.
Her mother came to her and softly asked her, “Sweety, could you give your mom one apple?”
مادرش به سمت او آمد و به آرامی از او پرسید: «شیرینی، میتوانی یک سیب به مادرت بدهی؟»
Girl looked at her mom for a second and then she suddenly took a bite on one apple and just after that quickly she took a bite of another apple also which she was holding in another hand.
دختر یک ثانیه به مادرش نگاه کرد و ناگهان یک سیب را گاز گرفت و بلافاصله بعد از آن سیب دیگری را که در دست دیگرش بود گاز گرفت.
Seeing this mother felt sad. She kept smiling as she didn’t want to reveal her disappointment.
با دیدن این مادر غمگین شد. او همچنان به لبخند زدن ادامه داد زیرا نمی خواست ناامیدی خود را نشان دهد.
Then after a min little girl handed one of apples toward her mother and said, “Mom, Take his one. This is the sweeter one.”
بعد از دقیقه دختر کوچکی یکی از سیب ها را به مادرش داد و گفت: «مامان، یکی از او را بگیر. این شیرینتر است.»
Suddenly mother realized her mistake of quickly judging the act of little girl wrong way.
ناگهان مادر متوجه اشتباه خود شد که به سرعت درباره رفتار دختر کوچک اشتباه قضاوت کرد.
Moral: We should not Focus on the Surface and Judge others without Understanding first. We should give Other to Explain themselves first.
اخلاقی: ما نباید ابتدا روی سطح تمرکز کنیم و دیگران را بدون درک اول قضاوت کنیم. ابتدا باید به دیگری بدهیم تا خودشان را توضیح دهند.
Story 2: Helping Other Means Helping Oneself..
داستان 2: کمک به دیگر یعنی کمک به خود..
Once there was a farmer who used to grew excellent quality corn in his fields. He always use to win award for the best grown corn in the area.
روزی کشاورز بود که در مزارع خود ذرت مرغوب می کاشت. او همیشه برای برنده شدن جایزه بهترین ذرت کشت شده در منطقه استفاده می کرد.
One day a news reporter went to interview farmer and ask him about his secret of winning. So, he researched about his working and came to know that farmer used to share his best grown seeds with his neighbors.
یک روز خبرنگاری برای مصاحبه با کشاورز رفت و از او در مورد راز برنده شدنش پرسید. بنابراین، او در مورد کار خود تحقیق کرد و متوجه شد که کشاورز بهترین دانه های رشد کرده خود را با همسایگانش تقسیم می کرد.
So when interview started reporter questioned, “Sir, why do you share you best seeds with your neighbors knowing that they are also going to enter in competition against you. Wouldn’t it make it difficult for you to win competition?”
بنابراین، وقتی مصاحبه شروع شد، خبرنگار از او پرسید: "آقا، چرا بهترین دانه های خود را با همسایگان خود تقسیم می کنید، زیرا می دانید که آنها نیز در رقابت علیه شما شرکت خواهند کرد. آیا پیروزی در رقابت را برای شما سخت نمی کند؟»
Farmer replied, “Don’t you know that wind pick up pollen from the ripening corn and swirls it from field to field. If you think you will understand that if my neighbors grow inferior corn and cross pollination will degrade the quality of corn. So, if i want to grow good corn then i must help my neighbor grow good corn.”
کشاورز پاسخ داد: «آیا نمیدانی که باد گردهها را از ذرت در حال رسیدن جمع میکند و آن را از مزرعهای به مزرعه میچرخاند. اگر فکر می کنید متوجه خواهید شد که اگر همسایگان من ذرت پایینی بکارند و گرده افشانی متقاطع کیفیت ذرت را پایین می آورد. بنابراین، اگر میخواهم ذرت خوب بکارم، باید به همسایهام کمک کنم تا ذرت خوب بکارم.»
Moral: To live meaningful and happy life we should help Enrich life of others. True happiness is found when we Share with others.
اخلاق: برای داشتن زندگی معنادار و شاد باید به غنیسازی زندگی دیگران کمک کنیم. شادی واقعی زمانی پیدا می شود که با دیگران به اشتراک بگذاریم.