Religious Man Question to God

پرسش انسان مذهبی از خداوند

Religious Man Question to God

پرسش انسان مذهبی از خداوند

Religious Man Question to God:

پرسش انسان مذهبی از خداوند:

Once a small town was devastated by disastrous flood and it torn downed the whole village and many people died. People who climbed roof of their houses and survived were waiting for help to come.

یک بار یک شهر کوچک توسط سیل فاجعه بار ویران شد و تمام روستا را از بین برد و بسیاری از مردم کشته شدند. مردمی که از پشت بام خانه هایشان بالا رفتند و جان سالم به در بردند منتظر آمدن کمک بودند.

Some locals who had small boats started to help people to move to dry areas.

برخی از مردم محلی که دارای قایق های کوچک بودند شروع به کمک به مردم برای نقل مکان به مناطق خشک کردند.

There was one religious man who had great faith in GOD and he was one of the survivors from the town and he was alone on his house roof praying and asking GOD for Help believing that GOD will come to help him himself.

یک مرد مذهبی بود که ایمان زیادی به خدا داشت و یکی از بازماندگان شهر بود و تنها در پشت بام خانه اش نماز می خواند و از خدا کمک می خواست و معتقد بود که خدا خودش به کمک او خواهد آمد.

He continued praying and then a small boat of rescuers came and asked him to jump into boat and come with them but survivor refused saying that it was too small to take them all and he will wait and believe that GOD will help him and then continued his praying.

او به دعا ادامه داد و سپس قایق کوچکی از امدادگران آمد و از او خواست که داخل قایق بپرد و با آنها بیاید اما بازمانده امتناع کرد و گفت که برای بردن همه آنها کوچکتر از آن است و او منتظر خواهد ماند و ایمان خواهد آورد که خدا به او کمک خواهد کرد و سپس به او ادامه داد. دعا کردن

Second day again another boat came to help survivors, to take them to safe place. This boat was also kinda small and crowded but bigger than the previous one. Boat stopped by that man house and asked him to jump in but he again refused again and started praying.

روز دوم دوباره قایق دیگری برای کمک به بازماندگان آمد تا آنها را به مکان امن برساند. این قایق نیز کمی کوچک و شلوغ بود اما بزرگتر از قایق قبلی بود. قایق در کنار خانه آن مرد ایستاد و از او خواست که داخل آن بپرد اما او دوباره نپذیرفت و شروع به دعا کرد.

Third day, man became physically weak but still his believe was strong that GOD will him and continued to pray day and night.

روز سوم، انسان از نظر جسمی ضعیف شد، اما همچنان ایمانش قوی بود که خداوند او را خواهد خواست و به دعای شبانه روز ادامه داد.

Kinda of help that person was expecting never came but still even on third day another small boat came and there were only two people inboard. They assured him that he will be send to city safely and its been already three days but again man refused to go with them.

کمکی که آن شخص انتظارش را داشت هرگز نیامد، اما حتی در روز سوم قایق کوچک دیگری آمد و فقط دو نفر داخل کشتی بودند. آنها به او اطمینان دادند که او به سلامت به شهر فرستاده خواهد شد و سه روز گذشته است، اما دوباره مرد از رفتن با آنها خودداری کرد.

He kept praying and waiting but no one came for rescue after that and after couple of days man died because he got sick and ran out of food.

او به دعا و انتظار ادامه داد، اما پس از آن هیچ کس برای نجات نیامد و پس از چند روز مرد به دلیل مریض شدن و تمام شدن غذا درگذشت.

After death when man got to meet God, he was very angry and asked him, “I believed in you, trusted you and my whole life i devoted my life to you but still when i was in problem dying alone you didn’t came to help me.. why?”

پس از مرگ وقتی انسان به ملاقات خدا رسید بسیار عصبانی شد و از او پرسید: من به تو ایمان آوردم، به تو اعتماد کردم و تمام زندگی ام را وقف تو کردم، اما هنوز وقتی مشکل داشتم که تنها بمیرم، تو به خودت نرسیدی. کمکم کن.. چرا؟»

After he was finished God replied, “I know how much you trusted me and believed me and that why i sent you help again and again but every time you refused and at last you died…”

بعد از اینکه کارش تمام شد، خدا جواب داد: «می‌دانم چقدر به من اعتماد کردی و به من اعتماد کردی و به همین دلیل بارها و بارها برایت کمک می‌فرستم، اما هر بار امتناع می‌کردی و سرانجام می‌مردی...»

Moral:

اخلاقی:

Its good to have Faith and Trust that God will Help us but we need to know that We should Act wisely and Understand when God is helping us and What ways he chose to Provide us for what our Need is at that Time.

داشتن ایمان و اعتماد به اینکه خدا به ما کمک خواهد کرد خوب است، اما باید بدانیم که باید عاقلانه عمل کنیم و بفهمیم که خدا چه زمانی به ما کمک می کند و چه راه هایی را برای تأمین نیازهای ما در آن زمان انتخاب کرده است.