Resilient Family

خانواده تاب آور

Resilient Family

خانواده تاب آور

Resilient Family:

خانواده تاب آور:

In a village, there was a family of four. Father was a mechanic while mother was a tailor. They had two daughters. They planned to move to a city for their daughter’s education.

در یک روستا، یک خانواده چهار نفره بود. پدر مکانیک بود و مادر خیاط. آنها دو دختر داشتند. آنها قصد داشتند برای تحصیل دخترشان به شهری بروند.

Both their daughters got admission to a well-established school. Father took a mechanic job in a company while the mother joined as a tailor in a textile company.

هر دو دخترشان در یک مدرسه معتبر پذیرفته شدند. پدر به شغل مکانیکی در یک شرکت مشغول شد و مادر به عنوان خیاط در یک شرکت نساجی به کار مشغول شد.

As the days passed, the workload for both father and mother increased. In their father’s company, some of the co-workers delegate most of their work to him since they use the power of being key members of the Employee’s Union and him being a newbie and outsider. On the mother’s side, her company forces her to work overtime to increase the output.

با گذشت روزها، حجم کار برای پدر و مادر بیشتر شد. در شرکت پدرشان، برخی از همکاران بیشتر کار خود را به او محول می کنند، زیرا از قدرت عضویت در اتحادیه کارمندان و او به عنوان یک تازه کار و خارجی استفاده می کنند. از طرف مادر، شرکت او را مجبور می کند که برای افزایش بازده، اضافه کاری کند.

Meanwhile, students in their daughter’s class started teasing them. They complained to their parents about that. His father told them, “In life, we may face adversity, and it can affect each one of us differently. But it is up to us to decide how we react to that.

در همین حین، دانش آموزان کلاس دخترشان شروع به مسخره کردن آنها کردند. آنها در این مورد از والدین خود شکایت کردند. پدرش به آنها گفت: «در زندگی ممکن است با ناملایماتی روبرو شویم و این می تواند روی هر یک از ما تأثیر متفاوتی بگذارد. اما این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم که چگونه به آن واکنش نشان دهیم.

So, I would suggest you react positively. Focus on your studies. If things go out of your control, you can complain to the teachers. Otherwise, focus on your life, soon others will understand.”

بنابراین، من به شما پیشنهاد می کنم واکنش مثبت نشان دهید. روی مطالعات خود تمرکز کنید. اگر همه چیز از کنترل شما خارج شد، می توانید از معلمان شکایت کنید. در غیر این صورت، روی زندگی خود تمرکز کنید، به زودی دیگران متوجه خواهند شد.

Then mother asked him, “We are also facing a similar situation in our work. What do we have to do?”

سپس مادر از او پرسید: «ما نیز در کارمان با چنین وضعیتی مواجه هستیم. چه کار باید بکنیم؟»

He replied, “For us right now, we have to give our daughters proper education and improve our financial situation. So, we need to manage this stress and use it as a ladder in our life. We have to be resilient in difficult situations to bounce back”.

او پاسخ داد: «در حال حاضر برای ما باید به دخترانمان آموزش مناسب بدهیم و وضعیت مالی خود را بهبود ببخشیم. بنابراین، ما باید این استرس را مدیریت کنیم و از آن به عنوان یک نردبان در زندگی خود استفاده کنیم. ما باید در شرایط سخت مقاوم باشیم تا بتوانیم به عقب برگردیم."

As the years passed, all of them excelled in their career. As a family, they were happy and financially stable.

با گذشت سالها، همه آنها در حرفه خود برتر بودند. آنها به عنوان یک خانواده خوشحال و از نظر مالی با ثبات بودند.

The elder daughter becomes a Doctor, and the Younger one becomes a Pilot. Father is now chief mechanic and the Union leader. Mother is now a supervisor in her company.

دختر بزرگتر دکتر می شود و کوچکتر خلبان می شود. پدر اکنون مکانیک ارشد و رهبر اتحادیه است. مادر اکنون در شرکت خود سرپرست است.

They experienced adversity, stress, threats, health problems, and financial problems throughout their life. But collectively, as a family, they faced each situation with resilient behaviors, thoughts, and actions that helped them grow and achieve their dreams.

آنها در طول زندگی خود با ناملایمات، استرس، تهدیدها، مشکلات سلامتی و مشکلات مالی مواجه شدند. اما در مجموع، به عنوان یک خانواده، آنها با هر موقعیتی با رفتارها، افکار و اعمال انعطاف‌پذیر مواجه شدند که به رشد و رسیدن به رویاهایشان کمک کرد.

Moral of the story:

اخلاق داستان:

Life is full of twists and turns, and every day it gives us challenges. It affects each one of us differently. But we can manage them comfortably if we are resilient.

زندگی پر از پیچ و خم است و هر روز برای ما چالش هایی به همراه دارد. هر یک از ما به طور متفاوتی تأثیر می گذارد. اما اگر انعطاف پذیر باشیم می توانیم به راحتی آنها را مدیریت کنیم.

Resilience is not something extraordinary we cannot learn. We can learn over time by facing challenging situations and bouncing back. It empowers You to grow and improve your life.

تاب آوری چیز خارق العاده ای نیست که نتوانیم یاد بگیریم. ما می توانیم در طول زمان با رویارویی با موقعیت های چالش برانگیز و بازگشت به عقب بیاموزیم. این به شما قدرت می دهد تا رشد کنید و زندگی خود را بهبود بخشید.