Respect The Wisdom of Elders>
به حکمت بزرگان احترام بگذارید
Respect The Wisdom of Elders
به حکمت بزرگان احترام بگذارید
Respect The Wisdom of Elders
به حکمت بزرگان احترام بگذارید
One upon a time there was a fat man. He had a strong hefty body- so much so that he had to struggle a lot to get through the door of his house.
روزی روزگاری مردی چاق بود. او بدن تنومندی داشت - آنقدر که مجبور شد برای عبور از در خانهاش سختیهای زیادی بکشد.
One day a young boy happened to came that way and saw the man forcing himself inside the house. The boy couldn't control his laughter and said, "If you step aside for a moment, I will show you how to get in."
یک روز پسر جوانی به طور اتفاقی به آن طرف آمد و مرد را دید که به زور وارد خانه می شود. پسرک نتوانست جلوی خنده اش را بگیرد و گفت: اگر یک لحظه کنار بروی، به تو نشان می دهم چطور وارد شوی.
The man was amused to hear the words of the young boy and said; "I knew the way even before you were born."
مرد از شنیدن سخنان پسر جوان ذوق زده شد و گفت: من راه را حتی قبل از تولد تو می دانستم.
The young boy had no words to say and realized his folly that he should not have advised the man who was quite older than him.
پسر جوان حرفی برای گفتن نداشت و متوجه حماقت خود شد که نباید به مردی که خیلی بزرگتر از او بود نصیحت می کرد.