Results of Positive Vs Negative Words>
نتایج کلمات مثبت در مقابل منفی
Results of Positive Vs Negative Words
نتایج کلمات مثبت در مقابل منفی
Results of Positive Vs Negative Words:
نتایج کلمات مثبت در مقابل منفی:
Once an eight year old boy Tom was playing in park, climbing tree and hanging around. While playing he got on top of 30 feet high tree, hanging on one of its branch and swinging back and forth. Boy was having fun and didn’t realize that branch could break.
یک بار تام پسر هشت ساله ای در پارک بازی می کرد، از درخت بالا می رفت و در اطراف آویزان بود. در حین بازی بر بالای درختی به ارتفاع 30 فوت قرار گرفت و به یکی از شاخه های آن آویزان شد و به جلو و عقب تاب می خورد. پسر داشت سرگرم می شد و متوجه نشد که شاخه می تواند بشکند.
His cousin Jim, who was just year older than him was playing on same tree. He was hanging just 10 feet below branch of that tree.
پسر عمویش جیم که فقط یک سال از او بزرگتر بود روی همان درخت بازی می کرد. او فقط 10 فوت زیر شاخه آن درخت آویزان بود.
Tom father and Jim mother noticed that kids were up high on that tree and they could fall. Before they could get kids back, suddenly a gust of wind came over the tree and tree started to sway.
پدر تام و مادر جیم متوجه شدند که بچهها بالای آن درخت هستند و ممکن است سقوط کنند. قبل از اینکه بچه ها را برگردانند، ناگهان باد شدیدی روی درخت آمد و درخت شروع به تکان خوردن کرد.
Tom could hear voice of his father saying, “Tom, hold on tightly.”
تام می توانست صدای پدرش را بشنود که می گفت: "تام، محکم دست بگیر."
On the Other side Jim’s mother was saying, “Jim, Don’t fall..!!”
از طرف دیگر مادر جیم می گفت: "جیم، زمین نخور...!!"
Just in that moment they saw that Jim had fallen out of that tree and was little hurt. Tom scampered down the tree to safety.
درست در همان لحظه دیدند که جیم از آن درخت افتاده و کمی آسیب دیده است. تام برای ایمنی از درخت پایین رفت.
After getting home, Jim’s mother asked Tom’s dad, “Tom and Jim both were hanging from same tree but still Jim fell from that tree and Tom didn’t. How?”
پس از رسیدن به خانه، مادر جیم از پدر تام پرسید: «تام و جیم هر دو از یک درخت آویزان بودند، اما هنوز جیم از آن درخت افتاد و تام این کار را نکرد. چگونه؟»
Tom’s father explained to her, “When gust of wind came, you yelled out ‘Jim don’t fall’ and that’s why he did fell.”
پدر تام به او توضیح داد: "وقتی وزش باد آمد، تو فریاد زدی "جیم زمین نخور" و به همین دلیل او افتاد."
He explained further, “Mind have a very difficulty time processing negative image. In order for Jim to process the command of not falling, he first had to image falling and then try to tell brain not to fall, when tom was told to hold on tightly he had an instant image of him hanging on tightly.”
او توضیح داد: «ذهن در پردازش تصویر منفی بسیار مشکل دارد. برای اینکه جیم دستور عدم زمین خوردن را پردازش کند، ابتدا باید سقوط را به تصویر میکشید و سپس سعی میکرد به مغز بگوید که زمین نخورد، وقتی به تام گفته شد که او را محکم نگه دارد، بلافاصله تصویری از او دریافت کرد که محکم آویزان شده بود.
Jim’s mother now understood the difference.
مادر جیم اکنون تفاوت را درک کرده است.
Moral: Using Positive Words will have better Results that using negative words. To Break out of Bad Habit we Need to develop Good Habit and Automatically things will start to get Better and We will feel Positive.
اخلاقی: استفاده از کلمات مثبت نتایج بهتری نسبت به استفاده از کلمات منفی خواهد داشت. برای ترک عادت بد ما نیاز به ایجاد عادت خوب داریم و به طور خودکار همه چیز شروع به بهتر شدن خواهد کرد و ما احساس مثبت خواهیم کرد.