Royal Mother’s Last Wish

آخرین آرزوی مادر سلطنتی

Royal Mother’s Last Wish

آخرین آرزوی مادر سلطنتی

Royal Mother’s Last Wish:

آخرین آرزوی مادر سلطنتی:

It was Krishnadeva Rai’s mother’s death anniversary and he wanted to do something special for her deceased mother on this day.

سالگرد مرگ مادر کریشنادووا رای بود و او می خواست در این روز کاری ویژه برای مادر مرحومش انجام دهد.

He summoned the head priest to discuss the same.

او رئیس کشیش را احضار کرد تا در این مورد صحبت کند.

The head priest took this as opportunity to earn money.

رئیس کشیش از این فرصت برای کسب درآمد استفاده کرد.

He asked the king what his mother’s last wish was.

او از پادشاه پرسید که آخرین آرزوی مادرش چیست؟

The king said, “My mother used to love the mango fruit.

پادشاه گفت: «مادر من میوه انبه را دوست داشت.

On her last day also, she wished to eat a mango, but she breathed her last before the fruits could reach her.

در آخرین روز زندگی اش نیز آرزو داشت یک انبه بخورد، اما قبل از اینکه میوه ها به او برسند، آخرین نفس خود را کشید.

'' On hearing this, cunning priest said, “Your Majesty, your mother’s soul will rest in peace if you fulfill her last wish.

کشیش حیله گر با شنیدن این سخن گفت: اعلیحضرت، اگر آخرین آرزوی مادرت را برآورده کنی، روح مادرت در آرامش خواهد بود.

As she is no more, you can do an alternate thing.

از آنجایی که او دیگر نیست، می توانید یک کار جایگزین انجام دهید.

You must give away 108 mangoes made of pure gold placed in 108 silver bowls to 108 Brahmins in alms.

شما باید 108 انبه ساخته شده از طلای خالص را که در 108 کاسه نقره قرار داده شده اند به 108 برهمن صدقه بدهید.

This will definitely make her soul happy and she will shower her choicest blessings on you.

این قطعا روح او را شاد می کند و برگزیده ترین نعمت های خود را بر شما جاری می کند.

'' The king agreed to the priest’s proposal and soon 108 golden mangoes were made and distributed amongst the Brahmins.

پادشاه با پیشنهاد کشیش موافقت کرد و به زودی 108 انبه طلایی تهیه و بین برهمن ها توزیع شد.

When Tenaliram came to know about this, he understood that the priest had taken undue advantage of the king’s feelings towards his mother and decided to teach him a lesson.

وقتی تنالیرام از این موضوع مطلع شد، فهمید که کشیش از احساسات پادشاه نسبت به مادرش سوء استفاده کرده و تصمیم گرفت به او درسی بدهد.

One day, Tenaliram called the head priest and said that he wanted to give alms in the memory of her expired mother.

روزی تنالیرام به رئیس کشیش زنگ زد و گفت که می خواهم به یاد مادر تاریخ گذشته اش صدقه بدهد.

The priest was elated to get another opportunity to fill his pockets.

کشیش از این که فرصتی دیگر برای پر کردن جیب خود به دست آورد خوشحال شد.

Tenaliram also invited Krishnadeva Rai for the ceremony.

Tenaliram همچنین از کریشنادووا رای برای این مراسم دعوت کرد.

When everybody had come, Tenaliram took a red hot poker and went to the head priest.

وقتی همه آمدند، تنالیرام یک پوکر قرمز داغ گرفت و به سمت رئیس کشیش رفت.

He said, “Dear sir, my mother was suffering from pain and wanted a red hot poker to be placed on her hand.

گفت: «آقا عزیز، مادرم از درد رنج می‌برد و می‌خواست یک پوکر قرمز داغ روی دستش بگذارند.

But, she died before her wish was fulfilled, so I request you to let me perform the act on you, along with all the Brahmins whom you brought, so that her soul rests in peace.

اما او قبل از برآورده شدن آرزوی خود درگذشت، بنابراین از شما می خواهم که اجازه دهید من به همراه همه برهمن هایی که شما آورده اید، این عمل را بر شما انجام دهم تا روحش در آرامش باشد.

If you permit let us begin the ….

اگر اجازه می دهید، اجازه دهید ما شروع کنیم….

'' Even before Tenaliram could complete his sentence, the head priest including the other Brahmins vanished from the scene, giving various types of excuses to him.

حتی قبل از اینکه تنالیرام بتواند حکم خود را کامل کند، رئیس کشیش از جمله سایر برهمن ها از صحنه ناپدید شدند و انواع مختلف بهانه ها را به او دادند.

The king realized that he was duped by the head priest and thanked Tenaliram from the bottom of his heart for bringing into light the true character of the priest

پادشاه متوجه شد که توسط رئیس کشیش فریب خورده است و از ته دل از تنالیرام برای آشکار کردن شخصیت واقعی کشیش تشکر کرد.