Sheba and the Monkey

سبا و میمون

Sheba and the Monkey

سبا و میمون

Sheba and the Monkey:

سبا و میمون:

Sheba, the queen of jungle, was very fond of babies. Once, she announced, "I order all animals to come to my palace with their babies. The animal who has the most beautiful baby will be awarded a prize".

سبا، ملکه جنگل، به نوزادان بسیار علاقه داشت. یک بار او اعلام کرد: "به همه حیوانات دستور می دهم با بچه هایشان به قصر من بیایند. به حیوانی که زیباترین بچه را داشته باشد جایزه تعلق می گیرد."

All animals came to Sheba's palace with their babies.

همه حیوانات با نوزادان خود به قصر سبا آمدند.

Sheba started inspecting the babies one by one. She came to a monkey and said "What an ugly baby! You will not get the prize".

شبا شروع به بازرسی یکی یکی از نوزادان کرد. او نزد میمونی آمد و گفت: "چه بچه زشتی! جایزه نمی گیری".

The baby monkey started to cry. The monkey said, "What a foolish queen she is! Who wants her prize! You are my jewel, my dear child. You are more precious than anything under the sky".

بچه میمون شروع کرد به گریه کردن. میمون گفت: "او چه ملکه احمقی است! چه کسی جایزه اش را می خواهد! تو جواهر من هستی فرزند عزیزم. تو از هر چیزی در زیر آسمان گرانبهاتر هستی."

Moral: Mother’s love has no equals.

اخلاق: عشق مادری همتا ندارد.