Steve Jobs>
استیو جابز
Steve Jobs
استیو جابز
Steve Jobs:
استیو جابز:
Steven Paul Jobs, the chief founder of Apple Computer, was born in San Francisco, California (February 24, 1955). His parents were Joanne Schieble, who later came to be known as Joanne Simpson and Abdulfattah John Jandali. Both of them were students at University of Wisconsin. They gave their son up for adoption. His biological parents married soon after Jobs was adopted by Clara and Paul Jobs. They had another child named Mona Simpson. He came to know about his biological parents at the age of twenty seven. Clara was an accountant by profession. Paul was a United States Coast Guard. The Jobs family resided in Mountain View, California (from 1961 onwards), within the area which later named as Silicon Valley. Steve Jobs suffered from pancreatic cancer and died in 2011.
استیون پل جابز، بنیانگذار ارشد رایانه اپل، در سانفرانسیسکو، کالیفرنیا (24 فوریه 1955) به دنیا آمد. پدر و مادر او جوآن شیبل بودند که بعدها با نام های جوآن سیمپسون و عبدالفتاح جان جندلی شناخته شدند. هر دوی آنها دانشجوی دانشگاه ویسکانسین بودند. آنها پسرشان را به فرزندخواندگی دادند. والدین بیولوژیکی او بلافاصله پس از اینکه جابز توسط کلارا و پل جابز به فرزندی پذیرفته شد، ازدواج کردند. آنها صاحب فرزند دیگری به نام مونا سیمپسون شدند. او در سن بیست و هفت سالگی با والدین بیولوژیکی خود آشنا شد. کلارا حرفه ای حسابدار بود. پل یک گارد ساحلی ایالات متحده بود. خانواده جابز در مونتین ویو، کالیفرنیا (از سال 1961 به بعد)، در منطقه ای که بعداً دره سیلیکون نامیده شد، ساکن بودند. استیو جابز از سرطان پانکراس رنج می برد و در سال 2011 درگذشت.
Early life of Steve Jobs:
زندگی اولیه استیو جابز:
In his childhood, Steve Jobs worked on electronics with Paul in the family garage. His father showed him how to take apart and reconstruct electronics. This is how his interest in electronics grew up. He was a brilliant student in school. Later, he studied in Homestead High School in Silicon Valley and Reed College in Portland, Oregon. During this time he was introduced to Steve Wozniak, his future partner. He was attending the University of California, Berkeley.
استیو جابز در دوران کودکی خود با پل در گاراژ خانواده روی الکترونیک کار می کرد. پدرش به او نشان داد که چگونه وسایل الکترونیکی را جدا و بازسازی کند. اینگونه بود که علاقه او به الکترونیک رشد کرد. او دانش آموز ممتاز مدرسه بود. بعداً در دبیرستان هومستد در سیلیکون ولی و کالج رید در پورتلند، اورگان تحصیل کرد. در این مدت او به استیو وزنیاک، شریک آینده اش معرفی شد. او در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی تحصیل می کرد.
Steve Jobs Career:
شغل استیو جابز:
In the year 1974 Steve Jobs joined as a video game designer in the company named Atari, where he worked for several months. Then he left the company in order to find spiritual enlightenment in India.
در سال 1974 استیو جابز به عنوان طراح بازی های ویدیویی در شرکتی به نام آتاری پیوست و چندین ماه در آنجا کار کرد. سپس شرکت را ترک کرد تا در هند روشنگری معنوی پیدا کند.
How Apple got started?
اپل چگونه شروع به کار کرد؟
Steve Jobs traveled and experimented with psychedelic drugs. Later in 1976, Jobs and Wozniak started Apple Computer (in his family garage). Jobs was only 21 years old at that time. Jobs and Wozniak sold Volkswagen bus and scientific calculator respectively to collect fund. It was they, who brought a revolutionary change in the computer world by inventing improved technology and introducing machines much smaller in size, cheaper, intuitive and accessible to daily consumers. Wozniak coined the idea of a series of user-friendly personal computers. Jobs took the charge of marketing. Apple I was sold in 1976.The very next year saw the success of Apple II, which was followed by advent of Macintosh in 1984. Apple Computer became a publicly traded company in 1980. Jobs appointed John Sculley, the marketing expert of Pepsi- Cola as the CEO of Apple. He left Apple in 1985. Then he founded NeXT, a computer platform development company.
استیو جابز سفر کرد و داروهای روانگردان را آزمایش کرد. بعداً در سال 1976، جابز و وزنیاک رایانه اپل را (در گاراژ خانوادگی خود) راه اندازی کردند. جابز در آن زمان تنها 21 سال داشت. جابز و وزنیاک به ترتیب اتوبوس فولکس واگن و ماشین حساب علمی را برای جمع آوری پول فروختند. آنها بودند که با اختراع فناوری پیشرفته و معرفی ماشینهایی با اندازه بسیار کوچکتر، ارزانتر، شهودی و در دسترس برای مصرفکنندگان روزانه، تحولی انقلابی در دنیای کامپیوتر ایجاد کردند. وزنیاک ایده یک سری کامپیوترهای شخصی کاربرپسند را ابداع کرد. جابز مسئولیت بازاریابی را بر عهده گرفت. Apple I در سال 1976 فروخته شد. سال بعد شاهد موفقیت Apple II بودیم که به دنبال آن مکینتاش در سال 1984 ظهور کرد. Apple Computer در سال 1980 به یک شرکت سهامی عام تبدیل شد. جابز جان اسکالی را به عنوان کارشناس بازاریابی پپسی کولا منصوب کرد. به عنوان مدیر عامل اپل او در سال 1985 اپل را ترک کرد. سپس NeXT، یک شرکت توسعه پلت فرم کامپیوتری را تأسیس کرد.
Steve Jobs’ Greatest Achievements:
بزرگترین دستاوردهای استیو جابز:
1.Steve Jobs was posthumously honored as a Disney Legend in 2013.
1. استیو جابز پس از مرگ به عنوان اسطوره دیزنی در سال 2013 مورد تقدیر قرار گرفت.
2.He received Grammy Trustees Award in 2012.
2. او در سال 2012 جایزه گرمی را دریافت کرد.
3.He was named as the most powerful person in business by Fortune magazine in 2007.
3. او در سال 2007 توسط مجله Fortune به عنوان قدرتمندترین فرد در تجارت معرفی شد.
4.Steve received Jefferson Award for Public Service in the year 1987.
4. استیو در سال 1987 جایزه جفرسون را برای خدمات عمومی دریافت کرد.
5.Jobs along with Steve Wozniak received National Medal of Technology in 1985.
5. جابز به همراه استیو وزنیاک مدال ملی فناوری را در سال 1985 دریافت کرد.
8 Inspiring Quotes by Steve Jobs:
8 جمله الهام بخش استیو جابز:
1.Being the richest man in the cemetery doesn’t matter to me. Going to bed at night saying we’ve done something wonderful, that’s what matters to me.
1-ثروتمندترین مرد قبرستان بودن برای من مهم نیست. شب به رختخواب رفتن و گفتن اینکه ما کار فوق العاده ای انجام داده ایم، این چیزی است که برای من مهم است.
2.I’m convinced that about half of what separates successful entrepreneurs from the non-successful ones is pure perseverance.
2. من متقاعد شدهام که تقریباً نیمی از چیزی که کارآفرینان موفق را از کارآفرینان غیرموفق جدا میکند، پشتکار خالص است.
3.My favourite things in life don’t cost any money. It’s really clear that the most precious resource we all have is time.
3. چیزهای مورد علاقه من در زندگی هیچ هزینه ای ندارند. واقعاً واضح است که با ارزش ترین منبعی که همه ما داریم زمان است.
4.My model for business is The Beatles. They were four guys who kept each other’s kind of negative tendencies in check. They balanced each other, and the total was greater than the sum of the parts. That’s how I see business: Great things in business are never done by one person, they’re done by a team of people.
4. مدل من برای تجارت بیتلز است. آنها چهار نفر بودند که تمایلات منفی یکدیگر را کنترل می کردند. آنها یکدیگر را متعادل کردند و کل از مجموع اجزا بیشتر بود. من تجارت را اینگونه می بینم: کارهای بزرگ در تجارت هرگز توسط یک نفر انجام نمی شود، آنها توسط تیمی از افراد انجام می شوند.
5.Sometimes when you innovate, you make mistakes. It is best to admit them quickly, and get on with improving your other innovations.
5- گاهی اوقات وقتی نوآوری می کنید، اشتباه می کنید. بهتر است به سرعت آنها را بپذیرید و به بهبود سایر نوآوری های خود ادامه دهید.
6.Your work is going to fill a large part of your life, and the only way to be truly satisfied is to do what you believe is great work. And the only way to do great work is to love what you do. If you haven’t found it yet, keep looking. Don’t settle. As with all matters of the heart, you’ll know when you find it.
6. کار شما بخش بزرگی از زندگی شما را پر خواهد کرد و تنها راه برای رضایت واقعی این است که کاری را انجام دهید که فکر می کنید کار بزرگی است. و تنها راه انجام کار بزرگ این است که کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید. اگر هنوز آن را پیدا نکرده اید، به جستجو ادامه دهید. تسویه حساب نکن مانند تمام مسائل قلبی، وقتی آن را پیدا کردید، خواهید فهمید.
7.Innovation distinguishes between a leader and a follower.
7. نوآوری بین رهبر و پیرو تمایز قائل می شود.
8.Bottom line is, I didn’t return to Apple to make a fortune. I’ve been very lucky in my life and already have one. When I was 25, my net worth was $100 million or so. I decided then that I wasn’t going to let it ruin my life. There’s no way you could ever spend it all, and I don’t view wealth as something that validates my intelligence.
8. نکته آخر این است که من برای ثروتمند شدن به اپل برنگشتم. من در زندگی ام بسیار خوش شانس بوده ام و در حال حاضر یکی دارم. وقتی 25 ساله بودم، دارایی خالص من 100 میلیون دلار یا بیشتر بود. آن موقع تصمیم گرفتم که اجازه ندهم زندگی ام را خراب کند. هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید همه آن را خرج کنید، و من ثروت را چیزی که هوش من را تأیید می کند، نمی بینم.