Story of Alfred>
داستان آلفرد
Story of Alfred
داستان آلفرد
Story of Alfred:
داستان آلفرد:
About hundred of years ago, A man woke and got his newspaper from door. As he sat to read newspaper to his horror ans surprise he read his name in the obituary column.
حدود صد سال پیش مردی از خواب بیدار شد و روزنامه خود را از در گرفت. همانطور که با وحشت و تعجب به خواندن روزنامه نشسته بود، نام خود را در ستون ترحیم خواند.
Newspaper reported the death of person himself by mistake. Firstly he got shocked but after sometime he regained his mental state to normal and now he wanted to find out about what people had said about him
روزنامه از مرگ خود شخص به اشتباه خبر داد. او ابتدا شوکه شد اما پس از مدتی حالت روانی خود را به حالت عادی بازگرداند و اکنون می خواست بداند مردم در مورد او چه گفته اند.
“Dynamite king Died. He was merchant of death.”
«پادشاه دینامیت درگذشت. او تاجر مرگ بود.»
That man was inventor of dynamite. After reading this obituary he asked him self, “Is this how i want to be remembered?”
آن مرد مخترع دینامیت بود. پس از خواندن این آگهی ترحیم، او از خود پرسید: "آیا اینگونه می خواهم مرا به یاد آورند؟"
He felt something inside and decide that it’s not way he wanted to be remembered and from that day onward he started working for Peace.
او چیزی در درونش احساس کرد و تصمیم گرفت که اینطور نیست که میخواهد او را به خاطر بسپارند و از آن روز به بعد شروع به کار برای صلح کرد.
His name was Alfred Nobel and he is not remember for Great Nobel Prize. The most prestigious Peace prize given to people from different fields for their work towards peace.
نام او آلفرد نوبل بود و او را برای جایزه بزرگ نوبل به یاد نمی آورند. معتبرترین جایزه صلح که به افرادی از رشته های مختلف به دلیل تلاششان در راه صلح داده می شود.
Moral: What ever we have done in past but still we can change our life and people views towards us. So never give up. Anytime is good to start good work.
اخلاق: هر کاری که در گذشته انجام دادهایم اما هنوز هم میتوانیم زندگی و دیدگاه مردم را نسبت به خود تغییر دهیم. پس هرگز تسلیم نشوید. هر زمان برای شروع کار خوب خوب است.