Story of Two Frogs in Milk>
داستان دو قورباغه در شیر
Story of Two Frogs in Milk
داستان دو قورباغه در شیر
Story of Two Frogs in Milk:
داستان دو قورباغه در شیر:
In a pond lived two frogs. One day while playing on a rainy day slowly they hopped and hopped entered a house.
در یک برکه دو قورباغه زندگی می کردند. یک روز در حالی که در یک روز بارانی بازی می کردند، به آرامی پریدند و پریدند و وارد خانه ای شدند.
As they hopped more they fell into the large tall can of milk. Both frogs were sinking inside the can.
همانطور که آنها بیشتر پریدند داخل قوطی بزرگ شیر افتادند. هر دو قورباغه داخل قوطی غرق می شدند.
Both frogs tried to swim and get out of can for sometimes but all went in vain. One of the frog got tried and lost hope and said, ” I cant swim anymore.” And drowned in to the bottom of can.
هر دو قورباغه سعی می کردند گاهی شنا کنند و از قوطی بیرون بیایند اما همه چیز بی فایده بود. یکی از قورباغه ها امتحان شد و امیدش را از دست داد و گفت: من دیگر نمی توانم شنا کنم. و در ته قوطی غرق شد.
Other frog didn’t give up and kept on swimming. After sometimes because of his movement the milk turned into butter. The from climbed on pat of butter and hoped out of milk can.
قورباغه های دیگر تسلیم نشدند و به شنا کردن ادامه دادند. بعد از بعضی اوقات به دلیل حرکت او شیر تبدیل به کره می شد. از روی پت کره و امید از شیر می تواند.
Moral: Never lose Hope. As there is saying God help those who help themselves.
اخلاق: هرگز امید خود را از دست ندهید. همانطور که می گویند خدا به کسانی که به خودشان کمک می کنند کمک کند.