Stress>
استرس
Stress
استرس
Stress:
استرس:
First of all, and I don’t mean to minimize the stress
اول از همه، و من قصد ندارم استرس را به حداقل برسانم
people face, but:
مردم روبرو می شوند، اما:
Imagine what Eugene Sledge went through on Peleliu and the tens of thousands of Marines there who suffered unimaginable horror.
تصور کنید یوجین اسلج بر سر پللیو و ده ها هزار تفنگدار دریایی آنجا که از وحشت غیرقابل تصوری رنج می بردند، چه گذشت.
Imagine David Hackworth assaulting enemy positions in Korea, wounded over and over again on the line, still going back for more.
تصور کنید که دیوید هاکورث به مواضع دشمن در کره حمله می کند، بارها و بارها در خط مجروح می شود، اما همچنان برای بیشتر به عقب برمی گردد.
Imagine the poet warrior Alan Seeger in World War One getting ready to go over the top and make his rendezvous with death …
تصور کنید جنگجوی شاعر، آلن سیگر در جنگ جهانی اول، آماده میشود تا از اوج عبور کند و با مرگ دیدار کند…
Imagine the thousands of warriors who have gone
هزاران جنگجو را تصور کنید که رفته اند
before you, who have stood and faced evil and death.
در برابر شما که ایستاده اید و با شر و مرگ روبرو شده اید.
And now imagine you. I used to do this myself while
و حالا شما را تصور کنید. من خودم این کار را انجام می دادم
in Iraq facing stress.
در عراق با استرس مواجه است.
Yes, we took casualties, and yes it was awful and
بله، ما تلفات دادیم و بله افتضاح بود و
heartbreaking and every bit as wretched as I could
دلخراش و تا جایی که می توانستم بدبخت
imagine.
تصور کنید
But warriors have faced much much worse: The Battle of the Somme, or Gettysburg, or the Battle of the Bulge, or the Chosin Reservoir.
اما جنگجویان با خیلی بدتر از اینها روبرو شده اند: نبرد سام، یا گتیزبورگ، یا نبرد بولج، یا مخزن چوسین.
Humans can withstand almost inconceivable stress-and you can too.
انسان ها می توانند استرس تقریبا غیرقابل تصوری را تحمل کنند - و شما هم می توانید.
So that is your first step: Gain perspective.
بنابراین این اولین قدم شماست: چشم انداز به دست آورید.
And to do that you must do something critical in many situations: Detach.
و برای انجام این کار باید در بسیاری از موقعیتها کاری حیاتی انجام دهید: جدا کردن.
Whatever problems or stress you are experiencing,
هر مشکل یا استرسی که تجربه می کنید،
detach from them.
از آنها جدا شود
Stress is generally caused by what you can’t control.
استرس معمولاً ناشی از چیزی است که نمی توانید کنترل کنید.
The worst thing about incoming artillery fire is
بدترین چیز در مورد آتش توپخانه ورودی این است
you can’t control it. It is happening and you just
شما نمی توانید آن را کنترل کنید این اتفاق می افتد و شما فقط
have to accept it. Don’t stress about things you
باید آن را بپذیرد در مورد چیزهایی که دارید استرس نداشته باشید
can’t control.
نمی تواند کنترل کند
If the stress is something that you can control and
اگر استرس چیزی است که می توانید کنترل کنید و
you are not, that is a lack of discipline and a lack
شما نیستید، این فقدان نظم و فقدان است
of ownership.
از مالکیت
Get control of it. Impose your will to make it
کنترل آن را بدست آورید. اراده خود را برای رسیدن به آن تحمیل کنید
happen. Solve the problem. Relieve the stress.
اتفاق بیفتد مشکل را حل کنید. استرس را از بین ببرید.
If the stress is something you can’t control: Embrace
اگر استرس چیزی است که نمی توانید کنترل کنید: در آغوش بگیرید
it.
آن را
You can’t control it, but How can you look at it from a different angle?
شما نمی توانید آن را کنترل کنید، اما چگونه می توانید از زاویه دیگری به آن نگاه کنید؟
How can you use it to your advantage?
چگونه می توانید از آن به نفع خود استفاده کنید؟
I couldn’t control the chaos of combat.
من نتوانستم هرج و مرج جنگ را کنترل کنم.
I had to embrace it.
مجبور شدم بغلش کنم
I had to figure out a way to take advantage of it.
باید راهی پیدا می کردم که از آن بهره ببرم.
Make it into your ally.
آن را به متحد خود تبدیل کنید.
So. Don’t fight stress. Embrace it. Turn it on
بنابراین. با استرس مبارزه نکنید آن را در آغوش بگیر. آن را روشن کنید
itself. Use it to make yourself sharper and more
خودش از آن استفاده کنید تا خود را تیزتر و بیشتر کنید
alert. Use it to make you think and learn and get
هشدار از آن برای وادار کردن شما به تفکر و یادگیری و به دست آوردن استفاده کنید
better and smarter and more effective.
بهتر و هوشمندانه تر و موثرتر.
Use the stress to make you a better you.
از استرس استفاده کنید تا بهتر شوید.