Surrendered Completely to Krishna

به طور کامل تسلیم کریشنا شد

Surrendered Completely to Krishna

به طور کامل تسلیم کریشنا شد

Surrendered Completely to Krishna:

به طور کامل تسلیم کریشنا شد:

Everyday Krishna would go to garden to show his love to plants.. And plants would respond with same love. One day Krishna quickly ran into through garden and went to bamboo plant.

کریشنا هر روز به باغ می رفت تا عشق خود را به گیاهان نشان دهد. و گیاهان با همان عشق پاسخ می دادند. یک روز کریشنا به سرعت وارد باغ شد و به گیاه بامبو رفت.

Seeing Krishna in panic bamboo plant asked, “What’s wrong Krishna?”

با دیدن کریشنا در گیاه بامبو وحشت زده پرسید: "کریشنا چه مشکلی دارد؟"

Krishna replied, “I have something to ask you.. It’s very difficult to ask..”

کریشنا پاسخ داد: "من چیزی دارم که از شما بپرسم... خیلی سخت است که بپرسم."

Bamboo plant replied, “What is it Krishna?? Tell me what you need i will give it to you if i can.”

گیاه بامبو پاسخ داد: «کریشنا چیست؟ به من بگو چه نیازی داری اگر بتوانم آن را به تو می دهم.»

Krishna said, “I need your life.”

کریشنا گفت: "من به زندگی تو نیاز دارم."

Bamboo asked, “You don’t have any other choice?? No other way??”

بامبو پرسید: "چیز دیگری ندارید؟" راه دیگه ای نیست؟؟"

Krishna responded, “No other way.. I need your life and need to cut you..”

کریشنا پاسخ داد: "راه دیگری نیست... من به زندگی تو نیاز دارم و باید تو را قطع کنم."

Bamboo replied, “Ok Krishna.. My life is yours..”

بامبو پاسخ داد: "باشه کریشنا.. زندگی من مال توست."

After bamboo gave himself up, Krishna took bamboo plant and started making holes in it. With each hole bamboo plant was crying with each carving of hole in it.

پس از اینکه بامبو خود را تسلیم کرد، کریشنا گیاه بامبو را برداشت و شروع به سوراخ کردن روی آن کرد. با هر سوراخ، گیاه بامبو با هر حفر سوراخ در آن گریه می کرد.

After all the cuts were made bamboo was turned into beautiful flute and now Krishna used to keep that flute with him all the time, 24 hours..

بعد از تمام برش ها، بامبو به فلوت زیبا تبدیل شد و اکنون کریشنا آن فلوت را تمام مدت، 24 ساعت، نزد خود نگه می داشت.

All the other plants and Gopis were jealous that Bamboo plant was so lucky who gets to be with Krishna all time and they can’t.

همه گیاهان دیگر و گوپی ها حسادت می کردند که گیاه بامبو خیلی خوش شانس بود که همیشه با کریشنا بود و نمی توانند.

Once Gopis said to bamboo plant, “We all love Lord Krishna and still we get just little time to spend with him but you are with him 24hrs. Tell us your secret.. Why Krishna treasure you so much??”

یک بار گوپیس به گیاه بامبو گفت: «همه ما لرد کریشنا را دوست داریم و هنوز زمان کمی برای گذراندن با او داریم، اما تو 24 ساعت با او هستی. رازت را به ما بگو... چرا کریشنا اینقدر برایت ارزش قائل است؟"

Bamboo plant replied, “Secret is that i gave myself up to Krishna. He took me and did whatever was right for me and during that process i had to go through lots of pain.

گیاه بامبو پاسخ داد: «راز این است که خودم را به کریشنا سپردم. او من را گرفت و هر کاری که برای من مناسب بود انجام داد و در طول این فرآیند من مجبور شدم دردهای زیادی را تحمل کنم.

Yet i surrendered completely to him and let him do whatever he want to do with me and however he wants..”

با این حال من کاملاً تسلیم او شدم و اجازه دادم هر کاری که می خواهد با من انجام دهد و هر طور که می خواهد.»

Moral:

اخلاقی:

If we want to be Close to Krishna, We have to Surrender completely and just become His Instrument. Have Faith in him and Always know that He is there with You Always.

اگر می‌خواهیم به کریشنا نزدیک شویم، باید کاملاً تسلیم شویم و فقط ابزار او شویم. به او ایمان داشته باشید و همیشه بدانید که او همیشه با شماست.