Taking Care

مراقبت

Taking Care

مراقبت

Taking Care:

مراقبت:

Story 1: Taking Care..!!

داستان 1: مراقبت کردن..!!

Once in an acrobats show, there was a little girl and young women. They used to perform in pair. Young lady would teach tricks to girl and little girl would learn them obediently from her.

یک بار در یک نمایش آکروبات ها، یک دختر کوچک و زنان جوان حضور داشتند. آنها قبلاً دو نفره اجرا می کردند. خانم جوان ترفندهایی را به دختر یاد می داد و دختر کوچک آنها را مطیعانه از او یاد می گرفت.

In show, their act consisted of young lady balancing a pole in her hand and little girl would have to climb it up to the top. Once girl would reach top and make her balance young lady would walk around with it.

در نمایش، عمل آنها این بود که خانم جوانی میله ای را در دستش متعادل می کرد و دختر کوچک باید از آن بالا می رفت. هنگامی که دختر به اوج می رسید و تعادل خود را حفظ می کرد، خانم جوان با آن راه می رفت.

During their act they both knew that complete focus is needed in order to maintain balance and prevent any injury from occurring.

در طول عمل خود هر دو می دانستند که تمرکز کامل برای حفظ تعادل و جلوگیری از بروز هرگونه آسیب لازم است.

One day young lady said to little girl, “Listen dear.. during our act, i will watch you and you watch me so that we can help each other maintain balance and prevent any accident to occur and complete our act.

روزی بانوی جوان به دخترک گفت: «گوش کن عزیزم.. در حین عمل ما، من تو را تماشا می‌کنم و تو مرا تماشا می‌کنم تا بتوانیم به هم کمک کنیم تا تعادل را حفظ کنیم و از بروز حادثه جلوگیری کنیم و عمل خود را کامل کنیم.

But little girl replied, “Master.. I think it would be better for each of us to watch our self. To look after oneself means to look after both of us. That way I am sure we will avoid any accidents and complete our act.”

اما دختر کوچولو پاسخ داد: "استاد... به نظر من بهتر است هر کدام از ما مراقب خودمان باشیم. مراقبت از خود یعنی مراقبت از هر دوی ما. به این ترتیب مطمئن هستم که از هر گونه حادثه جلوگیری می کنیم و عمل خود را کامل می کنیم.»

Moral: It’s important to Take care of Yourself first as taking care of yourself is the most important thing you can do to Take Care of Others.

اخلاقی: مهم است که ابتدا از خود مراقبت کنید زیرا مراقبت از خود مهمترین کاری است که می توانید برای مراقبت از دیگران انجام دهید.

Story 2: Getting Rid..??

داستان 2: رهایی ..؟؟

A man used to love gardening and he took great pride in his lawn. One day he found large number of dandelions spread in his lawn.

مردی عاشق باغبانی بود و به چمن کاری خود افتخار می کرد. یک روز او تعداد زیادی قاصدک را در چمن خود یافت.

He got rid of them. After some time this happened again. He tried different methods to get rid of them for long time but still time after time dandelions plagued his garden.

از شر آنها خلاص شد. بعد از مدتی دوباره این اتفاق افتاد. او روش های مختلفی را برای خلاص شدن از شر آنها برای مدت طولانی امتحان کرد، اما هنوز هم بارها و بارها قاصدک ها باغ او را آزار می دادند.

Fed up of this he wrote to Department of Agriculture and told them about all the things he tried to get rid of dandelions. He asked them for some permanent solution asking, “What shall i do now??”

او که از این موضوع خسته شده بود به وزارت کشاورزی نوشت و در مورد همه چیزهایی که برای خلاص شدن از شر قاصدک ها تلاش کرد به آنها گفت. او از آنها یک راه حل دائمی خواست و پرسید: "حالا چه کار کنم؟"

After some time reply came which was,”We suggest you to learn them..”

بعد از مدتی پاسخی رسید که "پیشنهاد می کنیم آنها را یاد بگیرید."

Moral: When something Problems Us and we can’t seem to Find any Solution then We should Just Make Peace with it.

اخلاقی: وقتی چیزی ما را با مشکل مواجه می کند و به نظر نمی رسد راه حلی پیدا کنیم، باید فقط با آن صلح کنیم.