Tenali Raman and the Three Dolls>
تنالی رامان و سه عروسک
Tenali Raman and the Three Dolls
تنالی رامان و سه عروسک
Tenali Raman and the Three Dolls:
تنالی رامان و سه عروسک:
The great king Krishna Deva Raya had a lot of wise ministers in his court.
پادشاه بزرگ کریشنا دوا رایا وزرای خردمند زیادی در دربار خود داشت.
The wisest of them was Tenali Rama.
داناترین آنها تنالی راما بود.
One day, a merchant came to the king’s court from a foreign kingdom.
روزی تاجری از یک کشور خارجی به دربار پادشاه آمد.
He saluted the king and then said, “Your Majesty, I have heard from many people that you have very wise ministers in your court.
او به پادشاه سلام کرد و سپس گفت: «اعلیحضرت، من از بسیاری از مردم شنیده ام که شما وزرای بسیار حکیمی در دربار خود دارید.
But with your permission, I would like to test the wisdom of your ministers.
اما با اجازه شما می خواهم درایت وزرای شما را محک بزنم.
'' This aroused the king’s interest and he gave the merchant his permission.
این امر باعث علاقه پادشاه شد و او به تاجر اجازه داد.
The merchant gave the king three dolls that looked identical.
تاجر سه عروسک که شبیه هم بودند به پادشاه داد.
He said, “Though these dolls look similar, they are different in some way.
او گفت: «اگرچه این عروسک ها شبیه به هم هستند، اما به نوعی با هم متفاوت هستند.
If your ministers can find out the difference, I will bow to their wisdom.
اگر وزرای شما بتوانند تفاوت را دریابند، من در برابر خرد آنها تعظیم می کنم.
But if they can’t, I will assume that there are no wise ministers in your court.
اما اگر نتوانند، من فرض میکنم که وزیران عاقل در دربار شما وجود ندارد.
I will be back in thirty days for the answer.
سی روز دیگه برمیگردم تا جواب بدم.
'' The king asked all of his ministers except Tenali Rama to assemble.
پادشاه از همه وزرای خود به جز تنالی راما خواست که گرد هم آیند.
He gave them the three dolls and told them to find the difference in them in three days’ time.
او سه عروسک را به آنها داد و به آنها گفت که تفاوت آنها را در سه روز پیدا کنند.
But at the end of three days, none of the ministers could figure out the difference.
اما در پایان سه روز، هیچ یک از وزرا نتوانستند تفاوت را دریابند.
The king got worried and called Tenali Rama.
پادشاه نگران شد و تنالی راما را صدا کرد.
He said to him, “Tenali, I did not summon you before because I thought that this problem will be too simple.
او به او گفت: «تنالی، من قبلاً تو را احضار نکردم، زیرا فکر میکردم این مشکل خیلی ساده است.
But since no one has been able to find the solution, it is up to you now.
اما از آنجایی که هیچ کس نتوانسته راه حلی پیدا کند، اکنون به شما بستگی دارد.
Find the difference between these dolls.
تفاوت بین این عروسک ها را پیدا کنید.
'' Tenali took the three dolls and went away.
تنالی سه عروسک را گرفت و رفت.
The problem proved difficult for Tenali too, but at last, after a lot of effort, he figured out the difference.
مشکل برای تنالی نیز دشوار بود، اما در نهایت، پس از تلاش زیاد، او تفاوت را فهمید.
He went to the court with the three dolls on the day that the merchant had to return.
روزی که تاجر باید برمی گشت با سه عروسک به دربار رفت.
Then, he announced in front of the whole court that he had found the difference between the dolls.
سپس در مقابل تمام دادگاه اعلام کرد که تفاوت عروسک ها را پیدا کرده است.
He said, “These three dolls are different because one of them is good, one medium and one bad.
او گفت: «این سه عروسک با هم فرق دارند چون یکی خوب است، یکی متوسط و یکی بد.
'' When everyone asked Tenali that which doll was which, he showed them a tiny hole that was present in the ears of each of the dolls.
وقتی همه از تنالی پرسیدند کدام عروسک است، او سوراخ کوچکی را که در گوش هر یک از عروسک ها وجود داشت به آنها نشان داد.
Then, he took a very thin wire and put it in the hole of the first doll’s ear.
سپس یک سیم بسیار نازک برداشت و در سوراخ گوش اولین عروسک گذاشت.
The wire came out from the doll’s mouth.
سیم از دهان عروسک خارج شد.
He did the same with the second doll and the wire came out from the doll’s other ear.
با عروسک دوم هم همین کار را کرد و سیم از گوش دیگر عروسک خارج شد.
In the third doll, the wire went to the heart and did not come out.
در عروسک سوم سیم به قلب رفت و بیرون نیامد.
Tenali Rama explained, “In the first doll, the wire went in through the ear and came out through the mouth.
تنالی راما توضیح داد: «در اولین عروسک، سیم از طریق گوش وارد شد و از دهان خارج شد.
So, this doll is bad as it represents people who cannot keep a secret.
بنابراین، این عروسک بد است زیرا نشان دهنده افرادی است که نمی توانند رازی را حفظ کنند.
In the second doll, the wire came out of the other ear.
در عروسک دوم سیم از گوش دیگر خارج شد.
So, it is medium and represents harmless people who do not understand what is said to them.
بنابراین، متوسط است و نشان دهنده افراد بی ضرری است که نمی فهمند چه چیزی به آنها گفته می شود.
The third doll, in which the wire went to the heart and did not come out, represents good people who will preserve the secret that you tell them.
عروسک سوم که سیم به دل رفت و بیرون نیامد، نشان دهنده افراد خوبی است که رازی را که شما به آنها می گویی حفظ می کنند.
'' The king, the merchant and all the courtiers were very impressed with Tenali’s wise answer.
شاه، بازرگان و همه درباریان از پاسخ حکیمانه تنالی بسیار تحت تأثیر قرار گرفتند.
Then Tenali said, “But there can be another explanation too.
سپس تنالی گفت: «اما میتوان توضیح دیگری هم داشت.
The first doll represents people who gain knowledge and spread it among others, so it is good.
عروسک اول نشان دهنده افرادی است که دانش را به دست می آورند و آن را در بین دیگران منتشر می کنند، بنابراین خوب است.
The second doll represents people who do not understand what they are taught, so it is medium.
عروسک دوم نشان دهنده افرادی است که آنچه را که به آنها آموزش داده می شود درک نمی کنند، بنابراین متوسط است.
The third doll represents people who have knowledge but keep it all to themselves.
عروسک سوم نشان دهنده افرادی است که دانش دارند اما همه آن را برای خود نگه می دارند.
They do not teach anyone anything and so they are bad people.
آنها به کسی چیزی یاد نمی دهند و بنابراین آنها افراد بدی هستند.
The king was even more impressed.
شاه بیشتر تحت تأثیر قرار گرفت.
He asked, “Can there be any other explanation?'' Can you think of a third explanation to answer the king?
او پرسید: «آیا توضیح دیگری میتوان داشت؟» آیا میتوانید توضیح سومی برای پاسخ به پادشاه بیاندیشید؟