Tenali Raman Entry Into Bhuvana Vijayam>
ورود تنالی رامان به بووانا ویجایم
Tenali Raman Entry Into Bhuvana Vijayam
ورود تنالی رامان به بووانا ویجایم
Tenali Raman Entry Into Bhuvana Vijayam:
ورود تنالی رامان به بووانا ویجایم:
Tenali Raman or Tenali Ramalingam was a minister in the court of the king of Vijaynagar, Krishnadeva Rai.
تنالی رامان یا تنالی رامالینگام وزیر دربار پادشاه ویجیناگار، کریشنادووا رای بود.
Tenali Rama was a great scholar of several languages that included Marathi, Tamil and Kannada.
تنالی راما دانشمند بزرگ چندین زبان از جمله مراتی، تامیل و کانادا بود.
He was popular all over the country for his wit and great sense of humour.
او به دلیل شوخ طبعی و شوخ طبعی خود در سراسر کشور محبوب بود.
Stories about Tenali Raman and his practical jokes on everyone around him including distinguished fellow poets and the emperor himself are very famous all over the southern part of India.
داستانهایی درباره تنالی رامان و شوخیهای عملی او با اطرافیانش، از جمله شاعران برجسته و خود امپراتور، در سراسر بخش جنوبی هند بسیار معروف است.
Tenali Raman was very mischievous in his childhood.
تنالی رامان در کودکی بسیار شیطون بود.
One day, the provincial ruler happened to visit Tenali’s academic institution for the regular inspection.
یک روز، حاکم استان برای بازرسی منظم به موسسه آکادمیک تنالی مراجعه کرد.
He questioned the children in Tenali’s classroom, “Who among you is the most intelligent?'' There was pin drop silence in the classroom.
او از بچههای کلاس تنالی پرسید: «چه کسی در بین شما باهوشتر است؟» در کلاس سکوتی بود.
None of the children could muster up the courage to answer the king’s question.
هیچ یک از بچه ها نمی توانستند برای پاسخ به سوال پادشاه جرات پیدا کنند.
Meanwhile, Tenali sprung up from his seat and answered with confidence, “Sir, I am the intelligent student in the class!'' The king was extremely impressed with the little child’s self confidence and blessed him saying, “You will go places my child!'' And it indeed happened so! When Tenali grew up, he made his presence felt in history by the virtue of his wit and sharp intellect.
در همین حین تنالی از جای خود بلند شد و با اطمینان گفت: «آقا، من شاگرد باهوش کلاس هستم!» پادشاه از اعتماد به نفس کودک به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و او را برکت داد و گفت: «شما به جایی میروید فرزندم. !» و واقعاً چنین شد! وقتی تنالی بزرگ شد، حضور خود را در تاریخ به واسطه هوش و ذکاوت تیزش نشان داد.
Coming back to the story, young Tenali garnered advanced knowledge of several languages.
با بازگشت به داستان، تنالی جوان دانش پیشرفته چندین زبان را به دست آورد.
He was proficient in the art of poetry and had a sound knowledge of the ancient texts.
او در فن شعر تبحر داشت و از متون کهن آگاهی کامل داشت.
He wanted to be a part of the Raja Krsihnadeva Rai’s royal court.
او می خواست بخشی از دربار سلطنتی راجا کرسیهناداوا رای باشد.
Thus, one day he approached the royal priest Thathacharya and exhibited his skills before him.
بنابراین، یک روز به کشیش سلطنتی تاتاچاریا نزدیک شد و مهارت های خود را در برابر او به نمایش گذاشت.
Thathacharya promised Tenali to introduce him to the King Rayalu, but did not take keep his word.
تاتاچاریا به تنالی قول داد که او را به پادشاه رایالو معرفی کند، اما به قول او عمل نکرد.
Tenali was disappointed, but started looking for other ways to gain entry into the court.
تنالی ناامید شد، اما شروع به جستجوی راه های دیگری برای ورود به دادگاه کرد.
He met another scholar from the king’s royal court, Nandi Thimmana and displayed his talent in spontaneous poetry before him.
او با دانشمند دیگری از دربار پادشاهی به نام ناندی تیممانا ملاقات کرد و استعداد خود را در شعرهای خودانگیخته در برابر او به نمایش گذاشت.
Thimmana was highly impressed and felicitated Tenali by presenting him with a Kashmiri pashmina shawl, which was presented to him by King Rayalu.
تیممانا بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و با اهدای شال پاشمینه کشمیری به تنالی که توسط شاه رایالو به او اهدا شد، به او تبریک گفت.
The next day, Tenali adorning the Kashmiri shawl on his shoulders walked into the royal court.
روز بعد تنالی در حالی که شال کشمیری را روی شانه هایش می آراست به دربار سلطنتی رفت.
King Rayalu surprised to see a stranger carrying the priceless shawl that he had gifted to Thimmana couple of days before.
پادشاه رایالو از دیدن یک غریبه که شال گرانبهایی را که چند روز قبل به تیممانه هدیه داده بود به دوش میکشید شگفتزده شد.
The king asked Tenali, “From where did you get this shawl?'' Tenali Raman bowed down before the king and politely replied, “His Highness! Thimmana could have satisfied you with his talent and expertise in his field.
پادشاه از تنالی پرسید: «این شال را از کجا آوردی؟» تنالی رامان در مقابل شاه تعظیم کرد و با ادب پاسخ داد: «اعلیحضرت! تیممانا می توانست با استعداد و تخصص خود در زمینه کاری شما را راضی کند.
I was fortunate enough to please that great personality with my poetry and receive this priceless shawl as a reward.
من سعادت داشتم که با شعر خود آن شخصیت بزرگ را خشنود کنم و این شال گرانبها را به عنوان پاداش دریافت کنم.
I am wearing this shawl to exhibit my competence.
من این شال را می پوشم تا شایستگی خود را نشان دهم.
'' Sri Krishnadeva Rayalu was impressed by the way Tenali presented himself in the court and granted him a permanent place in the royal court.
«سری کریشنادووا رایالو از نحوه حضور تنالی در دربار تحت تأثیر قرار گرفت و به او یک مکان دائمی در دربار سلطنتی داد.
This is how Tenali entered Bhuvana Vijayam
بدین ترتیب تنالی وارد بووانا ویجایم شد