The Arab and His Camel >
عرب و شترش
The Arab and His Camel
عرب و شترش
The Arab and His Camel
عرب و شترش
An Arab had a camel. One cold night the Arab lay asleep inside the tent while the camel stood outside.
یک عرب شتر داشت. یک شب سرد، عرب در داخل خیمه خوابیده بود و شتر بیرون ایستاده بود.
At midnight the camel awoke his master and requested him to allow him to put his head inside the tent as it was bitter cold outside. The Arab allowed him to do so.
نیمه شب، شتر اربابش را بیدار کرد و از او خواست که اجازه دهد سرش را داخل چادر بگذارد، زیرا بیرون سرد بود. عرب به او اجازه داد.
After a while, the camel asked the Arab if he might put his neck inside the tent. The Arab did not object to do it.
پس از مدتی شتر از عرب پرسید که آیا ممکن است گردن خود را در چادر بگذاری؟ عرب با این کار مخالفت نکرد.
Soon after the camel requested him again to allow him to bring his legs inside. The Arab agreed. Now the camel stood completely inside the twit. But as there was not space enough for both of them he pushed the Arab outside to shiver in cold.
اندکی بعد، شتر دوباره از او خواست که اجازه دهد پاهایش را داخل کند. عرب موافقت کرد. حالا شتر کاملاً داخل توئیت ایستاده بود. اما چون فضای کافی برای هر دوی آنها نبود، عرب را به بیرون هل داد تا از سرما بلرزد.
Moral:
اخلاقی:
Nip the evil in the bud.
شر را در جوانه خفه کن