The Bird Doctor>
دکتر پرنده
The Bird Doctor
دکتر پرنده
The Bird Doctor:
دکتر پرنده:
Once there was a man who loved birds a lot. He made an aviary.
روزی مردی بود که پرندگان را بسیار دوست داشت. او یک پرنده ساخت.
It was a large cage in which the birds could live and even fly around inside. Everyday, the man would keep fresh grains, nuts and water for the birds.
این یک قفس بزرگ بود که پرندگان می توانستند در آن زندگی کنند و حتی در داخل آن پرواز کنند. هر روز، مرد غلات تازه، آجیل و آب برای پرندگان نگه می داشت.
One day, in the absence of the man, a clever cat dressed up as a doctor and went to the aviary.
یک روز در غیاب آن مرد، گربه ای باهوش لباس پزشک را پوشید و به مرغداری رفت.
There he called out, "Birds! My friends… open the door. I have come to check you up. Your master has sent me."
در آنجا فریاد زد: "پرندگان! دوستان من... در را باز کنید. من آمده ام شما را چک کنم. ارباب شما مرا فرستاده است."
The birds were intelligent enough to comprehend the tricky trap being laid by the wily cat. They said, "You are a cat and our arch enemy. We won't open the door at all."
پرندگان آنقدر باهوش بودند که تله حیرت انگیزی که توسط گربه حیله گر گذاشته بود را درک کنند. گفتند: تو گربه و دشمن سرسخت ما هستی، ما اصلاً در را باز نمی کنیم.
"But friends, I am a doctor. I cannot harm you. And this is a professional visit."
"اما دوستان، من یک دکتر هستم. نمی توانم به شما آسیب برسانم. و این یک ویزیت حرفه ای است."
But the birds refused to open the door of the aviary. The cat went away defeated.
اما پرندگان از باز کردن درب پرنده امتناع کردند. گربه شکست خورده رفت.
Then the birds chirped out loud, "Just like a leopard never changes its spots, we all know a cat never mends its ways."
سپس پرندگان با صدای بلند جیغ زدند: "درست مانند پلنگ که هرگز لکه های خود را تغییر نمی دهد، همه ما می دانیم که گربه هرگز راه خود را اصلاح نمی کند."