The Black Band>
نوار سیاه
The Black Band
نوار سیاه
The black band:
نوار سیاه:
One day Nick and Jane met in a garden. They were best friends and were studying in the same school in the same class. When they both were playing in the garden Jane saw a black band tied on the wrist of Nick. She asked him the reason for wearing that band. Nick replied, My mother tied it so that I don't forget to post an important letter. At this Jane asked, But where is the letter? Nick searched for it everywhere. Then he remembered that his mother had forgotten to give him the letter. When Jane came to know about this, both laughed a lot.
یک روز نیک و جین در باغی با هم آشنا شدند. آنها بهترین دوستان بودند و در یک مدرسه در یک کلاس درس می خواندند. وقتی هر دو در باغ مشغول بازی بودند جین یک نوار سیاه را دید که روی مچ نیک بسته شده بود. دلیل پوشیدن آن باند را از او پرسید. نیک پاسخ داد: مادرم آن را بست تا یادم نرود نامه مهمی را پست کنم. در این هنگام جین پرسید، اما نامه کجاست؟ نیک همه جا آن را جستجو کرد. بعد یادش آمد که مادرش یادش رفته نامه را به او بدهد. وقتی جین از این موضوع مطلع شد، هر دو خیلی خندیدند.