The Black Dot>
نقطه سیاه
The Black Dot
نقطه سیاه
The Black Dot:
نقطه سیاه:
I would like to share a beautiful story of positive thinking that I read a couple of days ago.
من می خواهم یک داستان زیبا از مثبت اندیشی را که چند روز پیش خواندم به اشتراک بگذارم.
One day, a professor entered the classroom and announced a surprise test. Hearing this, all students got anxious and started thinking about what would come up in the test. The professor distributed the question paper, with the front side facing down. After handing over the papers to all the students, he asked them to turn the page and start the test. To everyone's surprise, there were no questions in the test paper. There was just a black dot in the center of the page. Everyone was startled and looked at the professor in awe. The professor told the students:
یک روز استادی وارد کلاس شد و از برگزاری آزمون غافلگیرانه خبر داد. با شنیدن این، همه دانشآموزان مضطرب شدند و به این فکر کردند که در آزمون چه میشود. پروفسور برگه سوال را با قسمت جلویی رو به پایین توزیع کرد. پس از تحویل اوراق به همه دانش آموزان از آنها خواست ورق بزنند و امتحان را شروع کنند. در کمال تعجب همه، هیچ سوالی در برگه آزمون وجود نداشت. فقط یک نقطه سیاه در وسط صفحه وجود داشت. همه تعجب کردند و با تعجب به استاد نگاه کردند. استاد به دانشجویان گفت:
“I want you to write a few lines about what you see on the paper."
از شما می خواهم چند خطی در مورد آنچه روی کاغذ می بینید بنویسید.
All the students were stupefied but since they didn’t have a choice, they started writing the answer.
همه دانشآموزان گیج شده بودند، اما چون چارهای نداشتند، شروع به نوشتن پاسخ کردند.
Once everyone was through with the test, the professor collected all the answer sheets, and started reading out each answer aloud in front of the whole class. Without an exception, all the students had written about the black dot, mentioning about its position, size etc. After reading out all the answers, the professor addressed the students and told them:
هنگامی که همه آزمون را تمام کردند، استاد تمام پاسخنامه ها را جمع آوری کرد و شروع به خواندن هر پاسخ با صدای بلند در حضور کل کلاس کرد. همه دانشجویان بدون استثنا در مورد نقطه سیاه نوشته بودند و موقعیت و اندازه آن را ذکر کرده بودند. استاد پس از خواندن همه پاسخ ها خطاب به دانشجویان گفت:
“None of you will be graded on this test. I just wanted you to ponder over something. All of you wrote about the black dot. No one wrote about the white part of the paper. The same thing happens in our lives too. We all have a white paper to observe and learn from, yet we always focus on the dark spots. We have so many reasons to celebrate – our parents, co-workers, friends, good health, a satisfactory job, a child’s smile, the miracles we witness every day, and so on.
«هیچ یک از شما در این آزمون نمره نخواهید گرفت. فقط می خواستم در مورد چیزی فکر کنید. همه شما در مورد نقطه سیاه نوشتید. هیچ کس در مورد قسمت سفید کاغذ ننوشت. در زندگی ما هم همین اتفاق می افتد. همه ما یک کاغذ سفید برای مشاهده و یادگیری داریم، با این حال همیشه روی نقاط تاریک تمرکز می کنیم. ما دلایل زیادی برای جشن گرفتن داریم - والدین، همکاران، دوستان، سلامتی، شغل رضایت بخش، لبخند کودک، معجزاتی که هر روز شاهد آن هستیم و غیره.
However, we simply limit our horizons by focusing on just the dark spots – our disappointments, our frustrations, our fears and anxieties, things that bother us, people that wronged us, etc. In our day-to-day lives, we tend to take so many good things for granted, and focus our energy on insignificant dot-like failures and disappointments.”
با این حال، ما به سادگی افق های خود را با تمرکز بر نقاط تاریک محدود می کنیم - ناامیدی ها، ناامیدی هایمان، ترس ها و اضطراب هایمان، چیزهایی که ما را آزار می دهند، افرادی که به ما ظلم کرده اند و غیره. در زندگی روزمره ما تمایل داریم که بسیاری از چیزهای خوب را بدیهی فرض کنید و انرژی خود را بر روی شکست ها و ناامیدی های بی اهمیت نقطه مانند متمرکز کنید.
Though these dark spots are quite small as compared to the good things that we have in our lives, yet they perturb our minds and do not let us think positively.
اگرچه این نقاط تاریک در مقایسه با چیزهای خوبی که در زندگی خود داریم بسیار کوچک هستند، اما ذهن ما را آشفته می کنند و اجازه نمی دهند مثبت فکر کنیم.
Take your eyes away from the black dots of your life. Try and focus on the brighter side of life and let positivity govern your thoughts.
چشمانت را از نقطه های سیاه زندگیت دور کن. سعی کنید و روی جنبه های روشن تر زندگی تمرکز کنید و اجازه دهید مثبت اندیشی بر افکار شما حاکم شود.