The Blind Man with a Lamp

مرد کور با چراغ

The Blind Man with a Lamp

مرد کور با چراغ

The Blind Man with a Lamp

مرد کور با چراغ

Once there lived a blind man in a small town. He always carried a lighted lamp in his hand whenever he went out at night.

روزی مردی نابینا در شهر کوچکی زندگی می کرد. شبانه که از خانه بیرون می رفت همیشه چراغ روشنی در دست داشت.

On one dark night he was going with his lighted lamp in his hand. A group of men were passing that way.

در یک شب تاریک با چراغ روشنش در دست می رفت. گروهی از مردان از آن طرف عبور می کردند.

They saw the blind man and made fun of him. They said," O Blind man why do you carry the lighted lamp. You are blind and cannot see anything?

نابینا را دیدند و او را مسخره کردند. گفتند: ای کور چرا چراغ روشن را حمل می کنی، تو کوری و چیزی نمی بینی؟

The blind man politely said, "This lamp is not for me, but for you people who have eyes. You may not see a blind man coming and push him. They felt ashamed and begged pardon.

مرد نابینا با ادب گفت: این چراغ برای من نیست، بلکه برای شما چشمانی است، ممکن است نبینید که یک نابینا می آید و او را هل می دهد، شرمنده شدند و عفو می کردند.

Moral:

اخلاقی:

Think twice before you speak.

قبل از صحبت دو بار فکر کنید.