The Clever Boys>
پسران باهوش
The Clever Boys
پسران باهوش
The Clever Boys
پسران باهوش
It was a busy high way that connects all major roads in the city. People rush in their vehicles and it leads to chaos in the busy road. Driving the vehicles beyond the speed limit became the major problem in the city. A police officer decided to watch for the vehicles that are driven beyond the speed limit. He found a perfect place to hide himself to watch for the rash driving vehicles. Very surprisingly, one day, the police officer was very surprised that everyone who drove on the road was under the prescribed speed limit. There was none that crossed the speed limit. Out of curiosity, the police officer decided to find the reason for the same. He walked for a while and saw a 12 years old boy standing near a huge sign board ' RADAR TRAP AHEAD '. The police officer wanted to move further to find out what exactly happened! Almost about 100 yards beyond the boy who stood with the sign board radar trap; there was another boy who stood with a sign board carrying the words, 'TIPS'. Also, there was a big container almost filled three-fourth with money!
این یک بزرگراه شلوغ بود که تمام جاده های اصلی شهر را به هم وصل می کرد. مردم با وسایل نقلیه خود هجوم می آورند و این منجر به هرج و مرج در جاده شلوغ می شود. راندن وسایل نقلیه بیش از حد مجاز به مشکل اصلی شهر تبدیل شد. یک افسر پلیس تصمیم گرفت که مراقب وسایل نقلیه ای باشد که بیش از حد مجاز رانندگی می کنند. او مکانی عالی برای مخفی شدن خود پیدا کرد تا مراقب وسایل نقلیه راندن عجول باشد. بسیار تعجب آور بود، یک روز، افسر پلیس از اینکه همه کسانی که در جاده رانندگی می کردند زیر سرعت مجاز قرار داشتند بسیار تعجب کرد. هیچ کدام از سرعت مجاز عبور نکردند. افسر پلیس از روی کنجکاوی تصمیم گرفت تا دلیل آن را بیابد. او مدتی راه رفت و پسری 12 ساله را دید که در نزدیکی تابلوی بزرگ "تله رادار جلوتر" ایستاده بود. افسر پلیس می خواست جلوتر حرکت کند تا بفهمد دقیقا چه اتفاقی افتاده است! تقریباً 100 یارد دورتر از پسری که با تله رادار تابلوی تابلو ایستاده بود. پسر دیگری بود که با تابلویی که روی آن نوشته شده بود، "نکات" ایستاده بود. همچنین یک ظرف بزرگ تقریباً سه چهارم پر از پول بود!