The clouds
ابرها
The clouds
ابرها
The clouds:
ابرها:
"Mother, what are the clouds made of? Why does the rain fall? Where does all the rain water go? What good does it do?"
"مادر، ابرها از چه ساخته شده اند؟ چرا باران می بارد؟ این همه آب باران کجا می رود؟ چه فایده ای دارد؟"
Little William Jones was always asking questions.
ویلیام جونز کوچولو همیشه سوال می پرسید.
"I want to know," he said; "I want to know everything."
او گفت: «می خواهم بدانم. "من می خواهم همه چیز را بدانم."
At first his mother tried to answer all his questions. But after he had learned to read, she taught him to look in books for that which he wished to know.
در ابتدا مادرش سعی کرد به تمام سوالات او پاسخ دهد. اما بعد از اینکه خواندن خواندن را آموخت، به او آموخت که در کتابها به دنبال چیزهایی باشد که میخواست بداند.
"Mother, what makes the wind blow?"
"مادر، چه چیزی باعث وزش باد می شود؟"
"Read, and you will know, my child."
بخوان، فرزندم خواهی فهمید.
"Who lives on the other side of the world?"
"چه کسی در آن سوی دنیا زندگی می کند؟"
"Read, and you will know."
"بخوان، و خواهی دانست."
"Why is the sky so blue?"
"چرا آسمان آبی است؟"
"Read, and you will know."
"بخوان، و خواهی دانست."
"Oh, mother, I would like to know everything."
"اوه، مادر، من دوست دارم همه چیز را بدانم."
"You can never know everything, my child. But you can learn many things from books."
"تو هرگز نمی توانی همه چیز را بدانی، فرزندم. اما می توانی چیزهای زیادی از کتاب ها یاد بگیری."
"Yes, mother, I will read and then I will know."
بله مادر، می خوانم و بعد می دانم.
He was a very little boy, but before he was three years old he could read quite well. When eight years of age he was the best scholar at the famous school at Harrow. He was always reading, learning, inquiring.
او پسر بسیار کوچکی بود، اما قبل از سه سالگی می توانست به خوبی بخواند. در هشت سالگی بهترین محقق مدرسه معروف هارو بود. او همیشه می خواند، یاد می گرفت، پرس و جو می کرد.
"I want to know; I want to know," he kept saying.
او مدام می گفت: «می خواهم بدانم؛ می خواهم بدانم.
"Read, and you will know," said his mother. "Read books that are true. Read about things that are beautiful and good. Read in order to become wise.
مادرش گفت: «بخوان تا بدانی. "کتاب هایی را بخوانید که واقعی هستند. در مورد چیزهای زیبا و خوب بخوانید. بخوانید تا عاقل شوید.
"Do not waste your time in reading foolish books. Do not read bad books, they will make you bad. No book is worth reading that does not make you better or wiser."
"وقت خود را با خواندن کتاب های احمقانه تلف نکنید. کتاب های بد را نخوانید، آنها شما را بد می کنند. هیچ کتابی ارزش خواندن ندارد که شما را بهتر یا عاقل تر نکند."
And so William Jones went on reading and learning. He became one of the most famous scholars in the world. The king of England made him a knight and called him Sir William Jones. Sir William Jones lived nearly two hundred years ago. He was noted for his great knowledge, the most of which he had obtained from books. It is said that he could speak and write forty languages.
و بنابراین ویلیام جونز به خواندن و یادگیری ادامه داد. او یکی از مشهورترین علمای جهان شد. پادشاه انگلستان او را شوالیه کرد و سر ویلیام جونز نامید. سر ویلیام جونز نزدیک به دویست سال پیش زندگی می کرد. او به خاطر دانش فراوانش که بیشترین آن را از کتابها به دست آورده بود، شهرت داشت. گفته می شود که او می توانست به چهل زبان صحبت کند و بنویسد.