The Crumbs on the Table

خرده های روی میز

The Crumbs on the Table

خرده های روی میز

The Crumbs on the Table:

خرده های روی میز:

A rooster convinces his hens to go nibble on the crumbs from the kitchen countertop. They refuse to do so because they fear the mistress would beat them if caught. Finally, they give in and the mistress enters the kitchen at that very moment. The mistress beats the hens with a stick and the hens run out.

یک خروس مرغ هایش را متقاعد می کند که خرده های روی میز آشپزخانه را بچشند. آنها از انجام این کار خودداری می کنند زیرا می ترسند در صورت دستگیری معشوقه آنها را کتک بزند. بالاخره تسلیم می شوند و معشوقه در همان لحظه وارد آشپزخانه می شود. معشوقه مرغ ها را با چوب می زند و مرغ ها تمام می شوند.

The hens ask the rooster, “Don’t you see, see, see, see, see, see, see?”

مرغ ها از خروس می پرسند: "نمی بینی، می بینی، می بینی، می بینی، می بینی، می بینی، می بینی؟"

The rooster laughs loud and says, “Didn’t I know it, know it, know it?”

خروس بلند می‌خندد و می‌گوید: «مگر نمی‌دانستم، می‌دانم، می‌دانم؟»