The Desk and the Ink-Well

میز و چاه جوهر

The Desk and the Ink-Well

میز و چاه جوهر

The Desk and the Ink-Well:

میز و چاه جوهر:

“I misbehave most frightfully if children don’t pay me attention,” said the Ink-Well.

جوهر ول گفت: «اگر بچه‌ها به من توجهی نکنند، بدترین رفتار را دارم.

“Yes,” said the Desk. “And then you make me suffer.”

میز گفت: بله. "و بعد تو مرا رنج می دهی."

“Do you really know what I mean?” asked the Ink-Well.

"آیا واقعاً می دانید منظورم چیست؟" جوهر چاه پرسید.

“Of course,” said the Desk. “If, for instance, a little girl or a boy is pouring from the great big grandfather Ink-Bottle and is giving you something more in the way of a nice Inky fluid or drink, and if the little girl looks the other way, you spill.”

میز گفت: «البته. به عنوان مثال، اگر یک دختر یا پسر کوچکی از بطری جوهر پدربزرگ بزرگ می ریزد و چیزی بیشتر در راه مایع یا نوشیدنی خوب جوهر به شما می دهد، و اگر دختر کوچک به سمت دیگری نگاه می کند، شما ریختن.»

“I don’t spill. I turn a somersault, or I trickle down the desk.”

"من نمی ریزم. یک سالتو می‌چرخانم یا روی میز چکه می‌ریزم.»

“Yes, down me,” said the Desk. “And do you think it is very nice to make me suffer?”

میز گفت: "بله، پایین من." "و به نظر شما خیلی خوب است که من را رنج بکشید؟"

“Ha, ha,” laughed the Ink-Well, “as if you cared whether I trickled down over you or not. You are made of wood and you don’t care.”

جوهر ول خندید: «هه، هه، انگار برایت مهم بود که من روی تو سرازیر شوم یا نه. شما از چوب ساخته شده اید و برایتان مهم نیست.»

“That’s so,” agreed the Desk, “but even if I am made of wood I like to be varnished and made over nice and fresh every little while. It’s just like

میز قبول کرد: «اینطور است، اما حتی اگر من از چوب ساخته شده باشم، دوست دارم هر چند وقت یکبار لاک زده و زیبا و تازه بسازم. درست مثل این است

having one’s face washed.”

شستن صورت.»

“But people who have their faces washed,” said the Ink-Well, “(though I do believe they always wash their faces themselves) do so far more than

جوهر ول گفت: «اما افرادی که صورتشان را شسته اند، (اگرچه معتقدم همیشه صورتشان را خودشان می شویند) خیلی بیشتر از

once a year. That is as often as you get your face washed or varnished.”

یک بار در سال این همان دفعاتی است که صورت خود را می شوید یا لاک می زنید.»

“Well, I’m made of wood, you see,” said the Desk, “and so I don’t care.

میز گفت: "خب، من از چوب ساخته شده‌ام، می‌بینی،" و بنابراین برایم مهم نیست.

Once a year does quite nicely for me. Besides it would be quite utterly useless any oftener for you’d only spill over me and I’d get quite horrid

یک بار در سال برای من خیلی خوب است. به‌علاوه، اغلب بی‌فایده است، زیرا شما فقط روی من می‌ریزید و من بسیار وحشتناک می‌شوم

looking.”

نگاه کردن.»

“That’s polite of you, I’m sure,” said the Ink-Well, “to say you’d look horrid with some of my nice ink on you. It adds a lot I think.”

جوهر ول گفت: «مطمئنم این مودبانه است که بگویم با چند جوهر خوب من بر روی شما وحشتناک به نظر می رسید. من فکر می کنم خیلی چیزها را اضافه می کند.»

“It may add ink,” said the Desk, “but it doesn’t add beauty.”

میز گفت: «ممکن است جوهر اضافه کند، اما زیبایی نمی‌افزاید.»

But the school bell was ringing and so the Desk and Ink-Well were silent.

اما زنگ مدرسه در حال به صدا درآمدن بود و بنابراین میز و جوهر ساکت بودند.