The Distracted Astronomer>
ستاره شناس پریشان
The Distracted Astronomer
ستاره شناس پریشان
The Distracted Astronomer:
ستاره شناس پریشان:
An astronomer was in the habit of going out every night to observe the stars.
یک منجم عادت داشت که هر شب برای رصد ستارگان بیرون برود.
But no sooner he was outdoors, he was totally absorbed in the sights above him, that he did not look where he was putting his feet, so once he fell into a hole in the ground.
اما به محض اینکه در فضای باز بود، کاملاً در مناظر بالای سرش غرق شد، به طوری که به جایی که پاهایش را گذاشته بود نگاه نمی کرد، بنابراین یک بار در سوراخی در زمین افتاد.
A passer-by heard his shouts and ran to help him. How do you hope to discover what's up in the sky,' he said to the astronomer, 'when you're not even capable of seeing what's under your nose?'
رهگذری صدای فریاد او را شنید و به کمک او دوید. او به اخترشناس گفت، چگونه امیدوار هستید که آنچه را که در آسمان است کشف کنید، در حالی که حتی قادر به دیدن آنچه در زیر بینی خود نیستید؟
“Many men, while following their dreams, show themselves incapable of facing up to reality."
بسیاری از مردان در حالی که رویاهای خود را دنبال می کنند، خود را ناتوان از رویارویی با واقعیت نشان می دهند.