The Dog and the Donkey

سگ و الاغ

The Dog and the Donkey

سگ و الاغ

The Dog and the Donkey

سگ و الاغ

Once there lived a washerman in the town. He had two pets- a dog and a donkey. The dog used to keep watch. The donkey used to carry the washerman's clothes or load.

یک بار در شهر یک لباسشویی زندگی می کرد. او دو حیوان خانگی داشت - یک سگ و یک الاغ. سگ عادت داشت مراقب باشد. الاغ لباس یا بار لباسشویی را حمل می کرد.

One night a thief broke into the house. The washerman was sleeping soundly. The dog too was fast asleep. So, he did not bark at the thief.

یک شب دزد وارد خانه شد. ماشین لباسشویی آرام خوابیده بود. سگ هم به شدت خوابیده بود. پس به دزد پارس نکرد.

The donkey saw the thief and wanted to awaken his master h6 began to bray loudly. The thief took to his heels (ran away).

الاغ دزد را دید و خواست اربابش را بیدار کند h6 با صدای بلند شروع به صدای بلند کرد. دزد به پاشنه افتاد (فرار کرد).

The washerman could not sleep. He came out. Washerman could not understand why the donkey brayed so loudly.

لباسشویی نمی توانست بخوابد. او بیرون آمد. واشرمن نمی‌توانست بفهمد که چرا خر اینقدر بلند می‌پرید.

Therefore he beat the stupid but dutiful donkey very badly. But the washerman's house was saved It was the duty of the dog to keep watch and not of the donkey.

بنابراین او الاغ احمق اما وظیفه شناس را به شدت کتک زد. اما خانه شوینده نجات یافت وظیفه سگ نگهبانی بود نه الاغ.

Moral:

اخلاقی:

Mind your own business.

به کار خودت فکر کن