The Dog and The Shadow>
سگ و سایه
The Dog and The Shadow
سگ و سایه
The Dog and The Shadow:
سگ و سایه:
A big dog stole a piece of bone from a kitchen. It began to run very fast. It came to a stream. The stream was bridged by a plank. As he walked across the plank, he saw a very strange sight.
سگ بزرگی تکه استخوان را از آشپزخانه دزدید. خیلی سریع شروع به دویدن کرد. به یک جریان رسید. نهر توسط یک تخته پل شده بود. وقتی از روی تخته می رفت، منظره بسیار عجیبی دید.
The water in the stream was clear and quiet. It saw another dog with another bone in its mouth in the water.
آب نهر زلال و آرام بود. سگ دیگری را با استخوان دیگری در دهانش در آب دید.
“Ho!..." said the dog.
سگ گفت: هو!...
“What is this? Another dog with a piece of bone down in water? With a much bigger piece than mine! I will take it from the dog."
«این چیه؟ سگ دیگری با یک تکه استخوان در آب؟ با یک قطعه بسیار بزرگتر از من! من آن را از سگ خواهم گرفت.»
But the dog did not realize that the dog in the water was its own reflection.
اما سگ متوجه نشد که سگ در آب بازتاب خودش است.
He opened its mouth to catch the piece of bone from the dog in the water.
دهانش را باز کرد تا تکه استخوان سگ را در آب بگیرد.
Alas! Down fell his own dinner with a loud splash…The gentle waving movement of the water cleared. The dog was staring up out of the water with empty jaws.
افسوس! شام خودش را با صدای بلندی به زمین خورد... حرکت تکان دادن ملایم آب پاک شد. سگ با آرواره های خالی به بیرون از آب خیره شده بود.
It was his shadow that he saw all the time and the shadow of his piece of bone too.
سایه او بود که مدام می دید و سایه تکه استخوانش را هم.