The Dog at the Well

سگ در چاه

The Dog at the Well

سگ در چاه

The Dog at the Well:

سگ در چاه:

A mother dog and her pups lived on a farm. On the farm, there was a well. The mother dog always told her pups never to go near or play around it.

یک سگ مادر و توله هایش در مزرعه زندگی می کردند. در مزرعه، چاهی بود. سگ مادر همیشه به توله هایش می گفت که هرگز به آن نزدیک نشوند و دور آن بازی نکنند.

One day, one of the pups was overcome by curiosity and wondered why they weren’t allowed to go near the well. So, he decided he wanted to explore it.

یک روز، کنجکاوی بر یکی از توله ها غلبه کرد و متعجب شد که چرا به آنها اجازه نمی دهند نزدیک چاه بروند. بنابراین، او تصمیم گرفت که می خواهد آن را کشف کند.

He went down to the well and climbed up the wall to peek inside. In the well, he saw his reflection in the water but thought it was another dog. The little pup got angry when his reflection was imitating him, so he decided to fight it.

به سمت چاه رفت و از دیوار بالا رفت تا به داخل چاه نگاه کند. در چاه، انعکاس خود را در آب دید اما فکر کرد سگ دیگری است. توله سگ کوچولو وقتی که بازتابش از او تقلید می کرد عصبانی شد، بنابراین تصمیم گرفت با آن مبارزه کند.

The little pup jumped into the well, only to find there was no dog. He began to bark and bark until the farmer came to rescue him. The pup had learned his lesson and never went back to the well again.

توله سگ کوچک به داخل چاه پرید، اما متوجه شد که سگی وجود ندارد. شروع کرد به پارس کردن و پارس کردن تا اینکه کشاورز آمد تا او را نجات دهد. توله سگ درس خود را آموخته بود و دیگر به چاه برنگشت.

Moral: Always listen to what elders say and don’t defy them.

اخلاق: همیشه به آنچه بزرگان می گویند گوش دهید و از آنها سرپیچی نکنید.