The Dog, the Cockerel and the Fox>
سگ، خروس و روباه
The Dog, the Cockerel and the Fox
سگ، خروس و روباه
The Dog, the Cockerel and the Fox:
سگ، خروس و روباه:
A dog and a cockerel who met while on a journey decided to travel together. Night fell.
سگ و خروسی که در سفر با هم آشنا شدند تصمیم گرفتند با هم سفر کنند. شب افتاد
The cockerel went to sleep up in a tree and the dog settled down at the base of the trunk.
خروس رفت تا روی درختی بخوابد و سگ در پایین تنه نشست.
Just before dawn, as was his custom, the cock crowed. He was overheard by a fox who rushed up and said, 'What a magnificent voice! Come down, I want to congratulate you.'
درست قبل از سحر، طبق عادت او، خروس بانگ زد. روباهی صدای او را شنید که با عجله از جا بلند شد و گفت: «چه صدای باشکوهی! بیا پایین، می خواهم به تو تبریک بگویم.
'I'm afraid I can't,' replied the cockerel. 'The doorman of this hotel is asleep and I can't come down until he wakes up.' 'I'll wake him up right now,' promised the fox. The dog leapt up, growled and the fox fled.
خروس پاسخ داد: می ترسم نتوانم. "دربان این هتل خواب است و من نمی توانم تا او بیدار شود پایین بیایم." روباه قول داد: همین الان بیدارش می کنم. سگ از جا پرید، غر زد و روباه فرار کرد.