The Dreaming Astronomer>
ستاره شناس رویایی
The Dreaming Astronomer
ستاره شناس رویایی
The Dreaming Astronomer:
ستاره شناس رویایی:
There lived an astronomer who was very much involved in his observations. He often used to look up at the sky at night and start observing the stars.
اخترشناسی در آنجا زندگی می کرد که در مشاهدات او بسیار مشارکت داشت. او اغلب شب ها به آسمان نگاه می کرد و شروع به رصد ستاره ها می کرد.
Once, as he walked looking up at the stars, his leg slipped and he fell into a ditch. He started shouting.
یک بار در حالی که به ستاره ها نگاه می کرد، پایش لیز خورد و در گودالی افتاد. شروع کرد به داد زدن.
A passer-by, who heard his shouts, helped him out of the ditch and asked, "How did you fall into this ditch?" The astronomer replied, “I was so engrossed in my observations that I did not notice the ditch".
رهگذری که فریادهای او را شنید به او کمک کرد تا از خندق خارج شود و پرسید: چگونه در این گودال افتادی؟ ستاره شناس پاسخ داد: «آنقدر غرق مشاهداتم بودم که متوجه خندق نشدم».
The passer-by asked, "How do you expect to discover things when you fail to take note of things under your nose?" The astronomer walked away with a sad face.
رهگذر پرسید: "وقتی نمیتوانی چیزهای زیر بینی خود را یادداشت کنی، چگونه انتظار داری چیزهایی را کشف کنی؟" ستاره شناس با چهره ای غمگین از آنجا دور شد.
Moral: Realities are more important than dreams.
اخلاق: واقعیت ها مهم تر از رویاها هستند.